تبليغاتX
:یک تاکستان امید:سيادن نام قديمي تاكستان - ميراث فرهنگي

:یک تاکستان امید:سيادن نام قديمي تاكستان

سيادن به معني محلي يعني دانه سياه شهري كه در گذشته نه چندان دورمحل پرورش دانه هاي سياه بود.

ثبت ملی قدیمی ترین زبان رایج آذربایجان/ زبان تاتی هنوز زنده است

تبریز - خبرگزاری مهر: زبان تاتی به عنوان یکی از قدیمی ترین و غریب‌‌ترین زبان های خطه آذربایجان در فهرست میراث معنوی کشور ثبت شد.

به گزارش خبرنگار مهر در تبریز، تا صدها سال پیش مردمان آذربایجان به زبان های گوناگونی سخن می گفتند که به تدریج و با پیشرفت جامعه، این زبان ها رو به فراموشی گذاشته شده و این زبان ها تنها به خاطره اقوام این منطقه تبدیل شد.

اما این اتفاق سرنوشت همه زبان های باستانی نبود و زبان تاتی به عنوان یکی از قدیمی ترین و نا مانوس ترین زبان های این منطقه هنوز در پشت دیوار برخی خانه های روستایی آذربایجان شرقی زنده است.

رئیس ستاد ثبت آثار تاریخی استان آذربایجان شرقی در گفتگو با مهر، از ثبت زبان تاتی در فهرست میراث ناملموس آثار ملی کشور خبر داد و گفت: زبان باستانی تاتی روستای کرینگان ورزقان با ثبت ملی جاودانه شد.

تراب محمدی یادآور شد: زبان باستانی تاتی، یکی از 16 اثر میراث فرهنگی و معنوی آذربایجان شرقی است که اوایل تابستان سال جاری در سومین همایش شورای عالی سیاست گذاری در استان چهار محال و بختیاری در فهرست آثار ملی ایرانیان به ثبت رسید.

وی افزود: زبان تاتی یکی از زبان های باستانی منطقه است و بنا به پژوهشهای زبان شناسان و پژوهشگران، زبان باستانی آذربایجان است که با فراز و نشیب های فراوان در برخی از نقاط دور افتاده آذربایجان هم چنان به حیات خود ادامه می دهد.

محمدی عنوان کرد: در حال حاضر مردم روستای کرینگان به این زبان گفتگو می کنند که به نظر می رسد راز ماندگاری آن عدم راه ارتباط و راه نیافتن وسایل ارتباطی است، به طوری که مردم روستا می گویند در طول این بیست سالی که به روستا جاده کشیده شده و رفت و آمد زیاد شده ترکی بیشتر تاثیر گذاشته است.

محمدی یادآور شد: با توجه به مطالعات مردم شناسی انجام شده، عناصر فرهنگی گوناگونی که در این روستا وجود دارد تفاوت چندانی با روستاهای ترک زبان ندارد و تنها عنصر فرهنگی زبان است که مردمان این آبادی را با مردم روستاهای پیرامون جدا می کند.

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بقایای این زبان کهن را در شرف نابودی دانست و گفت: لازم است برای گردآوری و مطالعات زبان شناختی اساسی عجله کرد.

محمدی عنوان کرد: در آذربایجان شرقی علاوه بر کرینگان در روستای گلین قیه نیز با اندکی تفاوت این زبان تا پنج شش دهه قبل رواج داشته ولی امروزه یکی دو نفر پیرمرد هفتاد ساله آن را بلد هستند که با مرگ این دو نفر زبان گلین قیه ای هم از دنیا خواهد رفت.

محمدی تصریح کرد: زبان تاتی یکی از داشته های فرهنگی و میراث معنوی مردم منطقه است و با ثبت این اثر در فهرست آثار معنوی، مردم تات زبان روستای کرینگان بیش از پیش نسبت به حفظ آن خواهند کوشید.

وی افزود: همچنین با معرفی این زبان و روستای کرینگان به عنوان یکی از جاذبه های فرهنگی مطرح شده و با راهی شدن گردشگران فرهنگی به سوی روستا از لحاظ اقتصادی و فرهنگی، تحولات خوبی نصیب مردم روستا خواهد شد.

گفتنی است، کرینگان از روستاهای دیرماز شرقی از توابع شهرستان اهر است که در شمال تبریز قرار دارد و در 60 کیلومتری بخش ورزقان واقع شده است.

در حال حاضر روستای کرینگان دارای 25 خانوار با تعداد 130 نفر جمعیت در یک نقطه دور افتاده از مرکز استان در دل جنگلهای بکر و دست نخورده ارسباران قرار گرفته است.

-----------------

منبع:

http://alitravel.blogfa.com/post/178/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 17:1  توسط خاله فر  | 

تولید مستند "تات نشینان دره شاهرود"

 تولید مستند "تات نشینان دره شاهرود"


فیلم مستند تات نشینان دره شاهرود به مدت ۴۰ دقیقه در شبکه‌ی استانی سبلان تهیه و تولید می‌شود. بهمن داش تیموری، تهیه‌کننده و کارگردان این مستند اظهار کرد: "تات نشینان دره شاهرود (خلخال) از باستانی‌ترین اقوام ایرانی مقیم استان اردبیل هستند که به زبان تاتی گویش می‌کنند. بررسی زبان، فرهنگ، تاریخ، معماری و آداب و سنت‌های روستاهای تات نشین دره شاهرود در این مستند مورد توجه قرار گرفته است. معرفی شهرستان کلور به عنوان مرکز منطقه شاهرود، یکی از کهن‌ترین شهرهای تاریخی و همچنین قرابت آن با بقعه متبرکه امامزاده عبدالله در دره سرسبز شاهرود از مهم‌ترین بخش‌های مستند حاضر است." وی افزود: "مراحل تحقیق و نگارش این مستند دو سال طول کشیده و به مدت شش ماه پیش تولید داشته است."
وی با بیان این‌که تصویربرداری این مستند از تیر ماه سال جاری آغاز شده است، تصریح کرد: "تصویربرداری مردادماه به اتمام رسیده و مراحل تدوین، صداگذاری و موسیقی نیز تا اواخر مهرماه طول خواهد کشید. این مستند به زبان فارسی تولید شده است." برخی عوامل مستند تات نشینان دره شاهرود عبارتند از: تحقیق و پژوهش: بهمن موذن‌زاده، تصویربردار: صابر فرزانه وش، طراح و نویسنده: بهمن داش تیموری، صدابردار: مجید بشکل، کار‌شناسان: دکتر رضالو، بهمن موذن‌زاده، مدیر تولید: سید رضا هاشمی‌نژاد، دستیاران صدا و تصویر: مجید مهری، مهرداد میکائیل‌زاده، وحید اتفاقی آذر.

تاكستان۲۰: قابل توجه هنرمندان تاكستان به خصوص رياست جديد اداره ارشاد تاكستان كه خود دستي بر عرصه فيلم داشته!

منبع:

http://www.rybondoc.com/global/index/section/guest/module/news/lang/fa/catid/0/id/1247/page/1

+ نوشته شده در  90/08/10ساعت 18:32  توسط خاله فر  | 

نوروز در فرهنگ تات خلخال و طارم و تاکستان

 

روح الله طاهرخاني تاكستاني

- نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان است.جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگي است.جشن حركت ،جنبش،

 

ابوريحان بيروني كه نوشته هايش در زمينه ي نوروز غني ترين و معتبرترين آثار مكتوب است، مي گويد: «نخستين روز است از فروردين و ازاين جهت روز نو نام كردند كه پيشاني سال نو است.»

لغت پهلوي كلمه ي نوروز نگ روز(Nogruz) است.در لغت نامه دهخدا آمده است كه خداي تعالي در اين روز (نوروز) عالم را آفريد و هر هفت كوكب در اوج تدوير بودند و اوجات همه در نقطه اول حمل بودند.

مهرداد بهار در كتاب «اساطير ايراني » بر آن است كه مي توان اين جشن را به روزگار اني منسوب داشت كه اقوام ايراني و هند خورشيد را ايزدي بزرگ مي شمردند.

همه متون كهن نوروز را به جمشيد نسبت داده اند ،علتش محبوبيت چهره و شخصيت جمشيد است كه تنها جلوه ي اسطوره اش براي ما بازمانده .

گروهي از انديشمندان برآنندكه نوروز نمادي از يكتا پرستي ايرانيان است زيرا به گفته برخي از خاور شناسان ايرانياني كه اززمان فرمانروايي تهمورث ستاره پرست بوده اند در عهد جمشيد مزدا پرست شده اند.

جشن نوروز يكي از جشن هاي كهن ايراني است البته اين بدان معنا نيست كه نوروز خاص ايراني ها است و ديگراقوام چنين جشني نداشته اند ، مي دانيم كه جشن سال نو در مصر،بين النهرين ،هند،تاجيكستان ،افغانستان و ممالك ديگر برگزار مي شد.اما ايراني ها شايد جزء اقوام معدودي اند كه اين جشن را به شيوه ي خاص خود هر ساله بر گزار كرده اند و تاكنون زنده نگاه داشته اند.

پس از اسلام هم با گذاشتن قرآن و كتاب آسماني بر سر سفره هاي نوروزي به قداست آن افزودند تا اين سنت را هر چه پر بارتر حفظ كنند.

اما مردم تاكستان از جمله وفاداران ميراث باستاني ايران عزيز هستند وبا برخورداري از فرهنگي والا يكي از قديمي ترين سنن مناسك و آداب و رسوم را به شيوه سنتي حفظ نموده اند .فرهنگ اين منطقه ميراث ريشه دار و گسترده اي است كه با پيشينه ي چند هزار ساله بر تارك فرهنگ ايران كهن مي درخشد. آزاد مردان بزرگ و دلاوري در اين سرزمين زندگي كرده اند و در احياي سنت ها ،مواريث قومي وملي خويش كوشا بوده اند.دراين مقوله كه جنبه تحقيق ميداني دارد سعي و همت ما بر آن بوده كه با كنكاش پيرامون گوشه اي ازآداب و رسومي كه مربوط به آيين هاي نوروزي در بين تات زبانان تاكستان است واز اذهان و يادها فراموش شده يا خواهد شد را معرفي مي نمايم، در اين راستا بود كه در رگهاي دود زده ،مسدود و پير شهر با تعدادي از فضلاي شهر به مصاحبه و گفتگو نشستم و حاصل آن مصاحبه و گفتگو ،تحقيق ذيل است كه ارائه مي گردد.

معمولا مجموعه ي آيين هاي نوروزي تات هاي تاكستان از چها رشنبه سوري آغاز مي گردد وبا آيين سيزده بدر نوروز پايان مي پذيرد.اما در تاكستان اين آيين در ده يا پانزده روز مانده به نوروز با ترانه هاي پيش قراولان نوروز (نوروز نامه خوان ها) كه به « نوروز نو سال» معروف اندشروع مي شود.

 

نوروز نامه خوان ها و نوروز نامه خواني

 

نوروز نامه خوانها اكثرا اهل شمال يا طالقان بودند و چند روز مانده به چهار شنبه سوري مي آمدند و ترانه هاي نوروزي مي خواندند وبه عنوان يادآوري كننده نوروز و نوروز نوسال معروف بودند .اينها در به در مي رفتند و ترانه هاي نوروز ي مي خواندند نوروز نوسال خوانان دو نفر بودند و كيسه اي به گردنشان آويزان مي كردند و شعر ها و ترانه هايي براي آمدن سال نو مي خواندند. هر خانواده اي نيز به فرا خور وسعش به نوروز نامه خوان ها هديه اي مي دادند هديه ها يا نقدي از قبيل پول ويا غير نقدي از قبيل قند ، چاي ،كشمش وبادام بودند.

نوروز در فرهنگ تات

نوروز جشن ملي ايران و تات زبانان ،جشن تجديد پيمان دوستي ،صميميت و زدودن غبار كينه و دشمني است در اين ايام عواطف عميق تات ها را رنگي سبز و تازه زده مي شود . نوروز راكه قرن ها ست در هر فراز و نشيب در حد توان با شكوه در خور توجه برگزار مي شده مغتنم شمرده اند و بين تات ها جشن تجديد ميثاق صميميت و جشن مهر وآشتي است.

نوروز يكي از شاديهاي هزاران ساله و گرامي ترين جشن همبستگي قومي و ملي ايران ، علل الخصوص برگزاري آن نمايان گر اصالت ،هويت ،جاودانگي و نشانه اي از جلوه هاي روح ملت تات زبان تاكستان است.خردمندي و دانايي قوم تات در وفاداري نسبت به سنن و مواريث ملي شان به وضوح مشاهده مي شود . تات ها ايام نوروز را مقدس مي دانند و تقدس اين ايام و احترام به آن و تجليل از اين ايام به حدي براي تات زبانان گرامي و درخور توجه است كه تات زبانان تاكستان در پاييز هر سال كه محصولاتشان را جمع آوري مي كردند ضمن تدارك لباس و غذا و غيره سهم نوروز را اول جدا مي كردند به طوري كه حتما خودشان را پايبند به رسومات نوروز مي دانستند و حتي از لباس خود مي زدند يا اينكه براي خوردن پلوي عيد ديگ يا شيئي را گرو مي گذاشتند تا اينكه نسبت به بجاي آوردن رسوم قصوري از خود نشان نداد باشند .در نوروز تمام كينه و كدورت ها رخت بر مي بستند و دوران صلح ،صفا ،صميميت و آشتي بود.

 

مقدمات نوروز

 

براي جشن نوروز از اسفند ماه هر سال مقدماتي فراهم مي شود تا به مرور براي روز عيد تمام كارها آماده باشد بعضي از مقدمات نوروز بدين شرح است :

1-از چند روز پيش از عيد جنب و جوشي جدي و تداركاتي حساب شده در خانه ها بوجود مي آيد . خانه ها را زنهاي تاكستاني تميز و نظيف مي كنند . در خانه ها بايد تمام وسايل گردگيري ، پاك و تميز شود . ظرفهاي مسي را به رويگر مي دهند و به اصطلاح « سفيد » مي كنند . ظروف غيره مسي را هم بايد حتماً براي عيد سشتشوي مجدد داد تمام فرش هاي خانه را زنها از قالي ، قاليچه، گليم ، نمد و غيره را در منزل يا خارج از منزل كنار موتور خانه هاي آب كه در سطح شهر وجود دارند مي شويند. لحاف و تشك را مي شكافند رويه و آستر آنها را مي شويند پشم آنها را تجديد مي كنند . يا دوباره مي شويند و به حلاجي مي دهند حياط و اتاق ها را تا جايي كه برايشان مقدور است تميز مي كنند و بدين صورت كه ابتدا گل سفت را با كاه مخلوط مي كنند و به وسيله آن چاله چوله هاي ديوار خانه هاي اندروني و بيروني را مي پوشانند و ديگر اينكه خاك رُس را داخل آب له مي كردند و به صورت گل آلود مي شد و كاه نرم را كه از قبل غربيل شده بود به آن اضافه مي كردند و به وسيله ي پارچه اي به نام «ليته» Liteh با آن آغشته مي كردند و به ديوارها مي ماليدند كه آثار خرابي خانه را از بين ببرد گل سفت همراه كاه را «سيم گيل» Simgil و گل آغشته به خاك رُس با كاه نرم را «لاويّه» Laviyh مي ناميدند و يا اينكه از گچ و خاك رُس دوغابي درست مي كردند و يك متر بالاتر اصطلاحاً «لاويّه» را از اين دوغاب گچ و خاك رس سفيد مي كردند و اصطلاحاً به آن «ايسبيه لاويّه» Esbiyh Laviyh مي گفتند و به اصطلاح فارسها خانه سفيد كني مي كردند . تا آثار دود و كثافت كرسي زمستان برطرف شود و آنچنان كه سال نو مي شود حياط اندرون و بيروني هم يك لباس نو بپوشند .

2-از چند روز قبل زا عيد آجيل معمولي تاكستاني ها كه مخلوطي از كشمش ، مغز بادام ، مغز هسته زردآلو ، نخود و نقل بود تهيه مي شد .

3-شيريني هاي عيد غالباً نان ولي عهدي ، زنجفيلي و غيره بود اما تات ها چند روز قبل از اينكه نوروز فرا رسد نان هاي شيرين محلي بخصوصي براي ايام عيد تدارك مي ديدند يكي نان شيريني بنام « شيرينه گيرديِهِ» Sirineh girdiyh كه شبيه شيرمال است و مخلوطي از دوشاب انگور ، شير‌،آرد ، آب ، زردچوبه و جوش شيرين كه روي آن را با زرده تخم مرغ و شير تزيين و رنگ مي كردند و در تنور طبخ مي شد . هم چنين نوعي نان شيرين كلوچه اي مانند بنام «اَگِردَك» Agerdak بود كه مخلوطي از همان نان شيرمال فوق است به اضافه ي اينكه آن را با روغن طبخ مي كردند و بسيار لذيذ و خوشمزه مي باشد و هم چنين نوعي نان قندي به نام «قاق» از شهر مي خريدند .

4-از دو هفته به عيد تهيه سبزه ي عيد را مي بينند ، يعني مقداري گندم ، عدس ، ماش يا تره تيزك سبز مي كنند در تهيه ي سبزه ي عيد بعضي ها تفنن زيادي به خرج مي دهند و سليقه هاي بخصوصي دارند .

5-يكي ديگر از مقدمات نوروز تهيه تخم مرغ رنگي و آب پز شده است . تخم مرغ را با ادويه هاي رنگي يا پوست پياز و يا پوست انار و … رنگي مي كنند و به رنگهاي گوناگون در مي آورند و براي دادن عيدي يا گذاشتن بر سر سفره عيد آماده مي كنند.

 

نقل از:  http://www.noroozi2020.blogfa.com/

+ نوشته شده در  90/01/06ساعت 16:52  توسط خاله فر  | 

کلاسهای کارآفرینی kab برای مربیان

کلاسهای کارآفرینی kab برای مربیان ، هنرمندان و صنعتگران واحد هنرهاي سنتي و صنایع دستی اداره میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری شهرستان تاكستان برگزار شد .

این کلاسها به همت حوزه توسعه و ترويج معاونت صنايع دستي استان قزوين و با همکاری آموزشگاه سورنا (از مراکز تحت پوشش اداره كل كار و امور اجتماعي استان قزوين ) آغاز گرديده است و در ساختمان واحد آموزش صنایع دستی تاكستان برگزار مي شود .

کلاسهای یاد شده از ۲۵ دي ماه سال جاری برای ۳۰ نفر از هنرمندان ،صنعتگران و مربیان آموزشی صنايع دستي به مدت ۵۰ ساعت و طی ۱۲ جلسه اجرا مي گردد .

کارآموزان با گذراندن این دوره توانایی های ویژه ای نظیر خلاقیت و نوآوری،تغییر نظام باورها،اصول کارآفرینی سازمانی،روش تهیه طرح توجیهی(BP) ,مدیریت کسب و کار،بازاریابی ،ایجاد روابط موثر،ارتقاء ویژگی های شخصیتی و ... را کسب خواهند نمود.

مكان برگزاري كلاس كارآفريني بلوار امام خميني (ره) ميدان ۱۵ خرداد - واحد صنايع دستي تاكستان

http://taktcho.blogfa.com/

+ نوشته شده در  89/10/25ساعت 17:11  توسط خاله فر  | 

صنعتى به عظمت دستان پینه بسته قزوین

 بشر از زمانى كه چشم به دنیا گشود با خود نیازهایى را به این سراى سراسر نیاز آورد و براى رفع نیازها و تداوم حیات خود، با به كاربردن هنر دست وسایلى از سنگ و چوب و ... ساخت تا هم خود را زنده بدارد و هم نمادى براى آیندگان باشد.

استان قزوین از دیرباز یكى از كانون‌هاى هنر ایران زمین و جایگاه هنرمندان بزرگى در رشته‌هاى مختلف بوده و همواره سعى در تولید و گسترش صنایع دستى داشته است اما با گذشت زمان و با رشد بیش از پیش صنعتگرى، رفته رفته صنایع دستى از پیش چشم مردمان كنار رفت و تكنولوژى امروز جاى آن را گرفت. اكنون بر ماست تا به پاسداشت گذشته خویش نگذاریم میراث گذشتگانمان از پیش دیدگانمان محو شود.

پیشینه تاریخى هنرهاى دست ساخت در قزوین را با بررسى آثار به جاى مانده از روزگاران كهن در حدود ۲۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح مى‌رسد كه آثار سفالى كشف شده در روستاهاى سگزآباد و خوروین نشان از وجود تمدنى غنى و فرهنگى والا در این سرزمین در عهد باستان دارد كه قدمت صنایع دستى در این استان را به درازاى تاریخ بشر مى‌رساند.

اوج شكوفایى و اعتلاى هنرهاى دستى منطقه قزوین زمان پایتختى آن در دوران حكومت شاهان صفوى است كه استقرار آن موجب رونق صنعت دست و صادرات این سازه‌ها به اروپا شد، به نحوى كه بسیارى از این صنایع چشم و چراغ موزه‌هاى بزرگ اروپایى و مجموعه‌هاى شخصى شده است.

در دوران معاصر، با پیشرفت تكنولوژى و صنعت گسترده، تولید و كاربرد محصولات صنایع دستى در استان كاهش یافته و حتى در برخى رشته‌ها منسوخ شده است. برخى از صنایع دستى مثل پن‌بافى، موج‌بافى، چلنگرى، ساخت سازه‌هاى سنتى و از همه مهمتر صنعت قالى و فرش اصیل قزوین كه از صنایع مربوط و ویژه این استان است، در حال منسوخ شدن هستند و پیش‌بینى مى‌شود تا ۱۵ سال آینده دیگر اثرى از صنایع ارزشمندى كه نشان دهنده فرهنگ و سنت این استان است، باقى نماند. با از بین رفتن صنایع دستى قزوین كه پیشینه تاریخى و فرهنگى مردم را بیان مى‌كند، نگاه جامعه به فرهنگ و سنت گذشته كمرنگ خواهد شد.

عدم ارائه تسهیلات بانكى و بیمه‌اى، عدم توانایى تولیدكنندگان در بازاریابى و مقرون به صرفه نبودن تولید محصولات از مهمترین مواردى است كه باعث شده صنایع دستى كمتر در كانون توجه قرار گیرد.

سازمان صنایع دستى استان قزوین در نظر دارد به منظور حفظ این نوع صنایع و بهره‌گیرى از آخرین تجربیات افرادى كه در این زمینه فعالیت مى‌كنند، موزه صنایع دستى را در استان قزوین راه‌اندازى كند.

با توجه به شواهد و قرائن به دست آمده، فرش قزوین قدمت چندین هزار ساله دارد اما متأسفانه به دلیل كم‌توجهى و نادیده گرفتن ارزش‌هاى هنرى گذشتگان در حال حاضر نقشه‌هاى فرش قزوین منسوخ شده است و یكى از دلایل اصل ركود فرش در ایران جدا شدن صنعت قالیبافى از صنایع دستى بود كه باعث شد جنبه هنرى صنعت فرش كاهش یابد.

برخى از صنایع دستى استان قزوین

 

سوزن‌دوزى

هنر نقش‌آفرینى و ایجاد طرح‌هاى افسونگر و خیال‌پرور روى پارچه از هنرهاى دستى ارزشمندى است كه از دیرباز در قزوین رواج داشته و در زمان‌هاى مختلف فراز و فرودهایى را تجربه كرده است. این هنر به وسیله سوزن یا قلاب و با استفاده از رشته نخ‌هاى رنگى، طرح و نقش را روى پارچه پدید مى‌آورد. نقوش متداول در سوزن‌دوزى از طرح‌ها و نقش‌هاى بومى و اصیل هر منطقه مایه مى‌گیرد. آرایه‌هاى پر نقش و نگار روى وسایل خواب، بقچه، كیف، جانماز، سجاده و تن‌پوش‌هاى گوناگون به زیبایى پارچه‌ها افزوده و ماندگارى آن را همیشگى مى‌سازد.

منجوق‌دوزى، پولك‌دوزى، آینه‌دوزى، زرى‌دوزى، سكه‌دوزى، مرواریددوزى، تكه‌دوزى، برجسته‌دوزى و... از رشته‌هاى این هنر اصیل به شمار مى‌روند. این هنر در استان قزوین از قدمت زیادى برخوردار است.


موج‌بافى و پن

موج‌بافى آن دسته از مصنوعات دستى است كه با دستگاه ساده‌اى بافته مى‌شود و در گذشته بیشتر به عنوان رو انداز و پتو مورد استفاده قرار مى‌گرفت و یكى از باسابقه‌ترین بافته‌هاى استان قزوین است.

پن‌بافى نیز نوارى باریك و منقوش است كه در تزئین حاشیه‌هاى لباس‌هاى محلى مورد استفاده قرار مى‌گیرد. استحكام پن گاهى سبب مى‌شود كه از آن به جاى طناب استفاده كنند.


كاشى‌سازى و معرق هفت رنگ

در دوره صفویه، این هنر كه به همراه معمارى به سرعت پیش مى‌رفت، ضمن سادگى از تنوع زیادى برخوردار شد و چون قزوین از آغاز سلطنت طهماسب به پایتختى برگزیده شد، ساختن بناهاى شكوهمند یكى پس از دیگرى در این شهر آغاز شد و از آنجا كه تهیه كاشى‌هاى معرق زمان و هزینه بیشترى مى‌طلبید، ناگزیر هنرمندان از نوعى كاشى به نام خشتى یا هفت رنگ در تزئین بناها بهره بردند. طرح‌هاى اسلیمى و ختایى از جمله طرح‌هاى متنوع كاشى هفت رنگ است كه هنرمندان دوره صفویه كاملاً به آن گرایش داشتند. در این زمینه مى‌توان به كاشى‌كارى محراب مسجد النبى (ص) و شاهزاده حسین (ع) اشاره كرد.


حكاكى و قلمزنى

ایجاد نقش‌هاى برجسته یا كنده‌كارى شده روى فلزاتى مثل نقره، مس و برنج از سوى هنرمندان و آفرینش نقش‌هاى بدیع در ظروف مختلف مانند سینى، آبدان، مجمعه و... از دیرباز در سرزمین قزوین رایج بوده و اینك نیز استاد عباس قانع با الهام از آثار حماسى ایرانى نقوش برجسته‌اى را روى مس مى‌آفریند كه شهرت جهانى دارد.


آینه‌خانه

آینه‌خانه از هنر آینه كارى تركیبى مشتق شده و از جمله هنرهایى است كه در گذر زمان تا حدى به فراموشى سپرده شده ولى تعداد كمى از هنرمندان پیشكسوت این رشته به همراه جوانانى علاقه‌مند دل به این هنر سپرده و حاصل ذوق و اندیشه خود را به دوستداران آن ارائه مى‌دهند. آینه‌خانه نتیجه تلاش هماهنگ نجار، نقاش و آینه‌كار است كه نخست درودگر جعبه‌اى را با دو در ظریف و لولایى ساخته و پشت و روى این در را هنرمند نقاش دیگرى با نقش‌هاى گل و پرنده یا تك چهره مى‌آراید.


گره چینى

گره چینى هنرى ظریف و زیباست كه نقوشى بدیع را از اتصال و پیوند تكه‌هاى چوب بدون استفاده از میخ و وسایلى مانند آن پدید مى‌آورد. این اشكال و طرح كه در پیكر در و پنجره‌ها به كار گرفته مى‌شود، بیانگر نوعى سلوك عارفانه است و مشبك‌كارى كه همواره با گره چینى همراه است، هنر لطیفى است براى عرضه و ارائه طرح مورد نظر با استفاده از شبكه‌هاى ساخته شده از چوب.


گلیم، جاجیم و چادرشب

اینها از هنرهاى اصیلى هستند كه بیشتر در روستاهاى استان قزوین تولید مى‌شوند. تفاوت گلیم با قالى در نداشتن پرز آن است و محصولات تولیدى مناطق الموت و ارداق از منظر تنوع طرح و رنگ در جایگاه بالایى است. از جاجیم‌بافى در تهیه كیف و كفش و صنایع دستى تلفیقى نیز بهره گرفته مى‌شود كه در روستاها و مناطق آبیك و الموت رواج دارد. چادرشب هم از جمله تولیدات دستباف رایج در منطقه الموت قزوین است.


گلابتون‌دوزى

در گلابتون‌دوزى، هنرمند گل‌هاى برجسته را با رشته‌هاى نقره یا طلا روى وسایلى مانند جعبه لوازم آرایش، جانماز، بقچه، رومیزى، مخده، پرچم‌هاى سوگوارى و كفش‌هاى زنانه مى‌نشاند و زیبایى را به اوج مى‌رساند. از این هنر بیشتر در تهیه جهیزیه عروس و آراستن آن بهره مى‌گیرند.


ابریشم‌دوزى

دوخت یراق ابریشمى یا قیطانى در حاشیه تاقچه پوش، بقچه، جانماز، سوزنى، لباس مردانه و زنانه به ویژه دور یقه، آستین، كمر و جلو سینه نقشى بس زیبا مى‌آفریند و دست هنرمند گلابتون‌دوز یا ابریشم‌دوز به همراه حوصله والایش در این آفرینش حرف اول و آخر را مى‌زند.


ملیله‌دوزى

در این روش، ملیله رشته نازك فلزى طلایى یا نقره‌اى به صورت نقش‌هاى برجسته روى پارچه‌هاى مخمل سیاه، سبز یا قرمز دوخته مى‌شود و به گونه‌اى دلفریب و تحسین‌آمیز آراسته مى‌شود. با این شیوه ملیله‌دوزى تابلوهاى زینتى نیز خلق مى‌كنند.


سفالگرى

سفالگرى و كوزه‌گرى از دیرباز در شهر قزوین رونق داشته و این صنعت در قالب ساخت ظروف گوناگون سفالین و گلین همیشه در خدمت مردم شهر و روستا بوده است. مواد اصلى این صنعت را خاك رس و آب تشكیل مى‌دهند. وجود خاك رس در دشت پهناور قزوین نقش مهمى در جذب افراد مستعد به سوى این رشته از صنعت را داشته تا سفالگران به وسیله چرخ ساده سفالگرى، هنر خود را در قالب كاسه، كوزه، بشقاب، دیزى، تغار و خمره‌هاى گوناگون كوچك و بزرگ به بازار عرضه كنند.


مینیاتور و نقاشى

مینیاتورهاى برجا مانده مكتب قزوین نمایشگر این واقعیت است كه نقاش پویایى و رسالت خود را با تصویر كردن زندگى واقعى مردم كوچه و بازار و شهر و روستا به ثبوت رسانده است و در آفرینش نقش‌هاى گرانبهاى خویش از مرز عادت مردم گذشته و بدون تكلف هنر خود را حتى بدون استفاده از رنگ‌ها نیز در حد یك هنر بومى با زندگى پیوند داده است.


چوب‌ساخته‌ها

منبت، مشبك، معرق و گره‌چینى از جمله چوب ساخته‌هاى هنرمندان درودگر قزوینى است. در و پنجره‌هاى كشویى چوبى به كار رفته در بناهایى همچون مدرسه سردار، تكیه رضوى، خانه آرازى، خانه مستشار، مدرسه صالحیه یا تخت عروس و... كه با هنرهاى گره چینى، مشبك، آینه‌كارى، شیشه‌گرى و نقاشى روى چوب تركیب شده‌اند، آثار بدیعى را به وجود آورده‌اند. نشاندن شیشه‌هاى رنگین و آینه و به كار بردن نقش‌هاى ختایى، اسلیمى و برجسته روى چوب از ویژگى‌هاى این هنر در قزوین به شمار مى‌رود و اكنون استادكاران ورزیده روند تحول و نوآورى را طى مى‌كنند.

از دیگر صنایع دستى استان قزوین مى‌توان به تذهیب (طلاكارى)، ساخت آلات موسیقى، گچبرى، خاتم‌كارى، پاپیه ماشه، خوشنویسى، حجارى، نمدمالى، حصیربافى، تولیدات چرم و آویزه‌هاى تزئینى اشاره كرد كه همگى نمایانگر ذوق و سلیقه هنرمندان این خطه و براى گردشگران هم بسیار جذاب است و همواره ره‌آورد سفر آنان است تا خاطرات دوران سفرنامه‌شان را به یادماندنى‌تر كند.

 منبع: http://naslsokhteh.ir/post/484

 

+ نوشته شده در  89/08/08ساعت 9:31  توسط خاله فر  | 

مطالب قدیمی‌تر
 
جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است و در چنین شرایطی هیچ چیز خطرناک تر از دل بستن به کامیابی های دیروز نیست.
(الوین تافلر)