بشر از زمانى كه چشم به دنیا گشود با خود نیازهایى را به این سراى سراسر نیاز آورد و براى رفع نیازها و تداوم حیات خود، با به كاربردن هنر دست وسایلى از سنگ و چوب و ... ساخت تا هم خود را زنده بدارد و هم نمادى براى آیندگان باشد.
استان قزوین از دیرباز یكى از كانونهاى هنر ایران زمین و جایگاه هنرمندان بزرگى در رشتههاى مختلف بوده و همواره سعى در تولید و گسترش صنایع دستى داشته است اما با گذشت زمان و با رشد بیش از پیش صنعتگرى، رفته رفته صنایع دستى از پیش چشم مردمان كنار رفت و تكنولوژى امروز جاى آن را گرفت. اكنون بر ماست تا به پاسداشت گذشته خویش نگذاریم میراث گذشتگانمان از پیش دیدگانمان محو شود.
پیشینه تاریخى هنرهاى دست ساخت در قزوین را با بررسى آثار به جاى مانده از روزگاران كهن در حدود ۲۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح مىرسد كه آثار سفالى كشف شده در روستاهاى سگزآباد و خوروین نشان از وجود تمدنى غنى و فرهنگى والا در این سرزمین در عهد باستان دارد كه قدمت صنایع دستى در این استان را به درازاى تاریخ بشر مىرساند.
اوج شكوفایى و اعتلاى هنرهاى دستى منطقه قزوین زمان پایتختى آن در دوران حكومت شاهان صفوى است كه استقرار آن موجب رونق صنعت دست و صادرات این سازهها به اروپا شد، به نحوى كه بسیارى از این صنایع چشم و چراغ موزههاى بزرگ اروپایى و مجموعههاى شخصى شده است.
در دوران معاصر، با پیشرفت تكنولوژى و صنعت گسترده، تولید و كاربرد محصولات صنایع دستى در استان كاهش یافته و حتى در برخى رشتهها منسوخ شده است. برخى از صنایع دستى مثل پنبافى، موجبافى، چلنگرى، ساخت سازههاى سنتى و از همه مهمتر صنعت قالى و فرش اصیل قزوین كه از صنایع مربوط و ویژه این استان است، در حال منسوخ شدن هستند و پیشبینى مىشود تا ۱۵ سال آینده دیگر اثرى از صنایع ارزشمندى كه نشان دهنده فرهنگ و سنت این استان است، باقى نماند. با از بین رفتن صنایع دستى قزوین كه پیشینه تاریخى و فرهنگى مردم را بیان مىكند، نگاه جامعه به فرهنگ و سنت گذشته كمرنگ خواهد شد.
عدم ارائه تسهیلات بانكى و بیمهاى، عدم توانایى تولیدكنندگان در بازاریابى و مقرون به صرفه نبودن تولید محصولات از مهمترین مواردى است كه باعث شده صنایع دستى كمتر در كانون توجه قرار گیرد.
سازمان صنایع دستى استان قزوین در نظر دارد به منظور حفظ این نوع صنایع و بهرهگیرى از آخرین تجربیات افرادى كه در این زمینه فعالیت مىكنند، موزه صنایع دستى را در استان قزوین راهاندازى كند.
با توجه به شواهد و قرائن به دست آمده، فرش قزوین قدمت چندین هزار ساله دارد اما متأسفانه به دلیل كمتوجهى و نادیده گرفتن ارزشهاى هنرى گذشتگان در حال حاضر نقشههاى فرش قزوین منسوخ شده است و یكى از دلایل اصل ركود فرش در ایران جدا شدن صنعت قالیبافى از صنایع دستى بود كه باعث شد جنبه هنرى صنعت فرش كاهش یابد.
برخى از صنایع دستى استان قزوین
سوزندوزى
هنر نقشآفرینى و ایجاد طرحهاى افسونگر و خیالپرور روى پارچه از هنرهاى دستى ارزشمندى است كه از دیرباز در قزوین رواج داشته و در زمانهاى مختلف فراز و فرودهایى را تجربه كرده است. این هنر به وسیله سوزن یا قلاب و با استفاده از رشته نخهاى رنگى، طرح و نقش را روى پارچه پدید مىآورد. نقوش متداول در سوزندوزى از طرحها و نقشهاى بومى و اصیل هر منطقه مایه مىگیرد. آرایههاى پر نقش و نگار روى وسایل خواب، بقچه، كیف، جانماز، سجاده و تنپوشهاى گوناگون به زیبایى پارچهها افزوده و ماندگارى آن را همیشگى مىسازد.
منجوقدوزى، پولكدوزى، آینهدوزى، زرىدوزى، سكهدوزى، مرواریددوزى، تكهدوزى، برجستهدوزى و... از رشتههاى این هنر اصیل به شمار مىروند. این هنر در استان قزوین از قدمت زیادى برخوردار است.
موجبافى و پن
موجبافى آن دسته از مصنوعات دستى است كه با دستگاه سادهاى بافته مىشود و در گذشته بیشتر به عنوان رو انداز و پتو مورد استفاده قرار مىگرفت و یكى از باسابقهترین بافتههاى استان قزوین است.
پنبافى نیز نوارى باریك و منقوش است كه در تزئین حاشیههاى لباسهاى محلى مورد استفاده قرار مىگیرد. استحكام پن گاهى سبب مىشود كه از آن به جاى طناب استفاده كنند.
كاشىسازى و معرق هفت رنگ
در دوره صفویه، این هنر كه به همراه معمارى به سرعت پیش مىرفت، ضمن سادگى از تنوع زیادى برخوردار شد و چون قزوین از آغاز سلطنت طهماسب به پایتختى برگزیده شد، ساختن بناهاى شكوهمند یكى پس از دیگرى در این شهر آغاز شد و از آنجا كه تهیه كاشىهاى معرق زمان و هزینه بیشترى مىطلبید، ناگزیر هنرمندان از نوعى كاشى به نام خشتى یا هفت رنگ در تزئین بناها بهره بردند. طرحهاى اسلیمى و ختایى از جمله طرحهاى متنوع كاشى هفت رنگ است كه هنرمندان دوره صفویه كاملاً به آن گرایش داشتند. در این زمینه مىتوان به كاشىكارى محراب مسجد النبى (ص) و شاهزاده حسین (ع) اشاره كرد.
حكاكى و قلمزنى
ایجاد نقشهاى برجسته یا كندهكارى شده روى فلزاتى مثل نقره، مس و برنج از سوى هنرمندان و آفرینش نقشهاى بدیع در ظروف مختلف مانند سینى، آبدان، مجمعه و... از دیرباز در سرزمین قزوین رایج بوده و اینك نیز استاد عباس قانع با الهام از آثار حماسى ایرانى نقوش برجستهاى را روى مس مىآفریند كه شهرت جهانى دارد.
آینهخانه
آینهخانه از هنر آینه كارى تركیبى مشتق شده و از جمله هنرهایى است كه در گذر زمان تا حدى به فراموشى سپرده شده ولى تعداد كمى از هنرمندان پیشكسوت این رشته به همراه جوانانى علاقهمند دل به این هنر سپرده و حاصل ذوق و اندیشه خود را به دوستداران آن ارائه مىدهند. آینهخانه نتیجه تلاش هماهنگ نجار، نقاش و آینهكار است كه نخست درودگر جعبهاى را با دو در ظریف و لولایى ساخته و پشت و روى این در را هنرمند نقاش دیگرى با نقشهاى گل و پرنده یا تك چهره مىآراید.
گره چینى
گره چینى هنرى ظریف و زیباست كه نقوشى بدیع را از اتصال و پیوند تكههاى چوب بدون استفاده از میخ و وسایلى مانند آن پدید مىآورد. این اشكال و طرح كه در پیكر در و پنجرهها به كار گرفته مىشود، بیانگر نوعى سلوك عارفانه است و مشبككارى كه همواره با گره چینى همراه است، هنر لطیفى است براى عرضه و ارائه طرح مورد نظر با استفاده از شبكههاى ساخته شده از چوب.
گلیم، جاجیم و چادرشب
اینها از هنرهاى اصیلى هستند كه بیشتر در روستاهاى استان قزوین تولید مىشوند. تفاوت گلیم با قالى در نداشتن پرز آن است و محصولات تولیدى مناطق الموت و ارداق از منظر تنوع طرح و رنگ در جایگاه بالایى است. از جاجیمبافى در تهیه كیف و كفش و صنایع دستى تلفیقى نیز بهره گرفته مىشود كه در روستاها و مناطق آبیك و الموت رواج دارد. چادرشب هم از جمله تولیدات دستباف رایج در منطقه الموت قزوین است.
گلابتوندوزى
در گلابتوندوزى، هنرمند گلهاى برجسته را با رشتههاى نقره یا طلا روى وسایلى مانند جعبه لوازم آرایش، جانماز، بقچه، رومیزى، مخده، پرچمهاى سوگوارى و كفشهاى زنانه مىنشاند و زیبایى را به اوج مىرساند. از این هنر بیشتر در تهیه جهیزیه عروس و آراستن آن بهره مىگیرند.
ابریشمدوزى
دوخت یراق ابریشمى یا قیطانى در حاشیه تاقچه پوش، بقچه، جانماز، سوزنى، لباس مردانه و زنانه به ویژه دور یقه، آستین، كمر و جلو سینه نقشى بس زیبا مىآفریند و دست هنرمند گلابتوندوز یا ابریشمدوز به همراه حوصله والایش در این آفرینش حرف اول و آخر را مىزند.
ملیلهدوزى
در این روش، ملیله رشته نازك فلزى طلایى یا نقرهاى به صورت نقشهاى برجسته روى پارچههاى مخمل سیاه، سبز یا قرمز دوخته مىشود و به گونهاى دلفریب و تحسینآمیز آراسته مىشود. با این شیوه ملیلهدوزى تابلوهاى زینتى نیز خلق مىكنند.
سفالگرى
سفالگرى و كوزهگرى از دیرباز در شهر قزوین رونق داشته و این صنعت در قالب ساخت ظروف گوناگون سفالین و گلین همیشه در خدمت مردم شهر و روستا بوده است. مواد اصلى این صنعت را خاك رس و آب تشكیل مىدهند. وجود خاك رس در دشت پهناور قزوین نقش مهمى در جذب افراد مستعد به سوى این رشته از صنعت را داشته تا سفالگران به وسیله چرخ ساده سفالگرى، هنر خود را در قالب كاسه، كوزه، بشقاب، دیزى، تغار و خمرههاى گوناگون كوچك و بزرگ به بازار عرضه كنند.
مینیاتور و نقاشى
مینیاتورهاى برجا مانده مكتب قزوین نمایشگر این واقعیت است كه نقاش پویایى و رسالت خود را با تصویر كردن زندگى واقعى مردم كوچه و بازار و شهر و روستا به ثبوت رسانده است و در آفرینش نقشهاى گرانبهاى خویش از مرز عادت مردم گذشته و بدون تكلف هنر خود را حتى بدون استفاده از رنگها نیز در حد یك هنر بومى با زندگى پیوند داده است.
چوبساختهها
منبت، مشبك، معرق و گرهچینى از جمله چوب ساختههاى هنرمندان درودگر قزوینى است. در و پنجرههاى كشویى چوبى به كار رفته در بناهایى همچون مدرسه سردار، تكیه رضوى، خانه آرازى، خانه مستشار، مدرسه صالحیه یا تخت عروس و... كه با هنرهاى گره چینى، مشبك، آینهكارى، شیشهگرى و نقاشى روى چوب تركیب شدهاند، آثار بدیعى را به وجود آوردهاند. نشاندن شیشههاى رنگین و آینه و به كار بردن نقشهاى ختایى، اسلیمى و برجسته روى چوب از ویژگىهاى این هنر در قزوین به شمار مىرود و اكنون استادكاران ورزیده روند تحول و نوآورى را طى مىكنند.
از دیگر صنایع دستى استان قزوین مىتوان به تذهیب (طلاكارى)، ساخت آلات موسیقى، گچبرى، خاتمكارى، پاپیه ماشه، خوشنویسى، حجارى، نمدمالى، حصیربافى، تولیدات چرم و آویزههاى تزئینى اشاره كرد كه همگى نمایانگر ذوق و سلیقه هنرمندان این خطه و براى گردشگران هم بسیار جذاب است و همواره رهآورد سفر آنان است تا خاطرات دوران سفرنامهشان را به یادماندنىتر كند.
منبع: http://naslsokhteh.ir/post/484