پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه
آره من و تو و ما كه درست بشيم ديگه اي جايي از دنيا مشكلي نيست...
+ نوشته شده در
90/02/15ساعت 17:20  توسط خاله فر
|
بعد از کلی گیر و بند و .... کاری که نباید می شد شد حتی برنامه تلوزیونی ۷هم نتونست کاری کند
۱۰۰بار لعنت به کساییکه در از بین بردن تفریحات مردم نقش ایفا می نمایند ...
داستان بی انتهای سیاسی بازیها در تاکستان را در وبلاگ زیر ببینید:
http://taranomtat.blogfa.com/post-61.aspx
+ نوشته شده در
90/02/08ساعت 9:23  توسط خاله فر
|
+ نوشته شده در
90/02/08ساعت 9:2  توسط خاله فر
|
کشمش محصول باغات شهرستان تاکستان که شهرمان دومین تولید کننده بزرگ کشور می باشد بزودي به تالار بورس می رود.
همه منتظر این انفجار ترقی اقتصادی شهر می مانیم و دستمان را به نشانه تشكر و همياري بلند مي نماييم.
البته تا يادم نرفته بايد در شهرهايي مثل تاكستان كه پتانسيل بالايي دارند تالار بورس ايجاد كردد.
با تشكر از : همكار گرامي أقاي قموشي
http://www.rezagamoshi.blogfa.com/post-678.aspx
+ نوشته شده در
90/02/07ساعت 13:13  توسط خاله فر
|
متن مصاحبه
همراه با تصاوير از مهندس وحيد را از اينجا
ملاحظه نماييد.
+ نوشته شده در
90/02/02ساعت 21:36  توسط خاله فر
|