تبليغاتX
:یک تاکستان امید:سيادن نام قديمي تاكستان

:یک تاکستان امید:سيادن نام قديمي تاكستان

سيادن به معني محلي يعني دانه سياه شهري كه در گذشته نه چندان دورمحل پرورش دانه هاي سياه بود.

لحظات آخرسال88

سلام

سلامي كه از پايان سال 88 خبر مي ده

البته 1ماهي باقي مونده كه مثل برق چه عرض كنم از اونم سريعتر مياد و ميره

اين روزها اينترنت خيلي داره اذيت مي كنه

خيلي دوست دارم تو وبلاگ مطلبي چيزي بذارم اما باور كنيد ديگه اون شور حال قديمي رو ندارم

سايت مقالاتم حسابي وقتمو پر كرده

تاكستانيها كمتر تو وب حاضر مي شند اينو قبلا هم گفته بودم باعث ميشه آدم رمقي براش نمونه

البته مطمئن باشيد سالهاي آينده حرف من رو نبايد به اثبات برسونند چون عصر عصر داده هاي

الكترونيكي است،بايد ما هم ،هم عصر خويش و همگام با آن حركت كنيم.

به اميد تاكستاني 20 در آينده نزديك

+ نوشته شده در  88/11/30ساعت 19:36  توسط خاله فر  | 

عشق بدون قید و شرط

حتما بخونید !جالبه برای اونایی که دوست داشتن را سعار می دهند!

داستانی را که می خواهم برایتان نقل کنم درباره سربازی است که پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد.

سرباز قبل از این که به خانه برسد، از نیویورک با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت:« پدر و مادر عزیزم، جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه بازگردم، ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.»

پدر و مادر او در پاسخ گفتند:« ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.»

پسر ادامه داد:« ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید، او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم که اجازه دهید او با ما زندگی کند.»

پدرش گفت:« پسر عزیزم، متأسفیم که این مشکل برای دوست تو بوجود آمده است. ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.»

پسر گفت:« نه، من می خواهم که او در منزل ما زندگی کند.»

آنها در جواب گفتند:« نه، فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.»

در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.

چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند.

پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند.

با دیدن جسد، قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد. پسر آنها یک دست و پا داشت! 

+ نوشته شده در  88/11/26ساعت 15:2  توسط خاله فر  | 

خط فقر به 900 هزار تومان رسيد !


یک عضو هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران بر اساس فرمولی خط فقر را 900 هزار تومان می داند.علی‌دهقان‌کیا، عضو هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران ‌گفت: انرژی مورد نیاز روزانه هر انسان 2300 کالری است که مبلغ ریالی آن برای هر روز 3650 تومان می‌شود.
به عبارت دیگر برای تامین هزینه‌های ‌زندگی یک خانوار چهار نفره روزانه باید14 هزار و 500 تومان و ماهانه 440 هزار تومان هزینه‌کرد. ی در گفت و گو با ایلنا افزود:خط فقردرسال‌جاری 900 هزار تومان است.اگر مسئولان غیر از این فکر می‌کنند به مردم اعلام‌کنند. البته حداقل مزد 900 هزار تومان محال است اما حالا که دولت‌ بحث هدفمند کردن یارانه‌ها را پیگیری می‌کند باید جایگاه کارگران ‌را در این طرح به صورت شفاف بیان‌کند .
منبع: سیاک
تاکستان۲۰: دیگر میگر می شود به صحبت های بالا نظری هم داد.
می گویند بالاتر از سیاهی رنگی نیست حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش رو
+ نوشته شده در  88/11/19ساعت 16:55  توسط خاله فر  | 

مقالات خاله فر ازمرز 800عدد گذشت

با درود

مقالات وب سایت دهکده خاله فر از مرز ۸۰۰ عدد گذشت.

امیدواریم روزی برسد در همین وبلاگ بجای ۸۰۰ عدد ۸۰۰۰عدد را اعلام کنم و روزی دیگرز بیاید

اگر عمری ماند۸۰۰۰۰هزار را اعلام کنم.

لازم به توضیح است که وب سایت خاله فر از سال ۱۳۸۳ تاکنون در اینترنت فعال می باشد

که در سال ۱۳۸۵ در یک حرکتی شایسته به جمع آوری مقالات علمی مورد نیاز دانشجویان

ارجمند نموده است.امیدوارم در با عضویت در سایت به بقای بیشتر ان فکر کنید.

به امید روزهای آینده

با تشکر

http://www.khaalefer.com/

+ نوشته شده در  88/11/17ساعت 22:32  توسط خاله فر  | 

ثبت دامین 100درصد رایگان

لطفا به توضیحات سایت زیر مراجعه نمایید:

http://www.FreePremiumDomain.com/?r=172445

+ نوشته شده در  88/11/15ساعت 18:59  توسط خاله فر  | 

مطالب قدیمی‌تر
 
جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است و در چنین شرایطی هیچ چیز خطرناک تر از دل بستن به کامیابی های دیروز نیست.
(الوین تافلر)