X
تبلیغات
یک تاکستان امید::::::: آدرس و تلفن بیش از 600مرکز تجاری شهرستان تاکستان

 

آريشگاهها| املاك،آژانس  |  آموزشگاهاسباب بازي | پوشاك| عينك | تابلو و قاب | تجهيزات سرمازا و گرمازا |تعاوني مصرف| خدمات پستي

خدمات خودروئي | خدمات دارو و درمان | خدمات ساختماني | عكس و فيلم-(ويدئو كلوپ) | خدمات موتور و دوچرخه | خدمات و پوشاك ورزشي

 | خرازي | دفترخانه اسناد رسمي|كامپيوتر و اينترنت |رنگ و ابزار ويراق|شيشه بري | طلا ، جواهر ، ساعت،سكه وصرافي | آکواريوم  |

 لوازم ايمني و آتشنشان كتاب | كيف ، كفش و صنايع چرم | گل فروشي | لوازم آرايشي و عطريات | لوازم التحرير و ماشينهاي اداري |

 لوازم الكتريكي و الكترونيكي | لوازم خانگي | لوازم كشاورزي و سموم ماشين آلات و ابزار راهسازي |

  نسوجات و فرش مواد غذايي |مواد غذايي2 | موبايل |

تاريخ بروز رساني 2بهمن 1391

تبليغات شما پذيرفته مي شود.

جدیدترین اخبار تاکستان،ایران وجهان

لحظات آخر از زبان «بلال» و مادر «عبدالله»

» سرویس: رسانه هاي ديگر - رسانه ديگر

«بیخود نیست که خداوند بهشت را زیر پای مادران قرار داده. مادر به‌خاطر فرزندش هر کاری می‌کند. فرزندم تار و پود زندگی من بود.» این را سامره علی‌نژاد مادر عبدالله حسین‌زاده می‌گوید؛ زنی که دو فرزندش را یکی تصادفی و یکی در قتل عمدی از دست داد و در لحظه آخر قاتل فرزندش را بخشید. او در گفت‌وگویی با «شرق» از چرایی این تصمیم و روزهای سختی که گذرانده ‌است، می‌گوید.

به گزارش ایسنا، مشروح این گفت‌وگو در پی می‌آید:

* گفته‌های اطرافیان شما حکایت از آن داشت که در اجرای حکم قصاص خیلی مصر هستید، چطور شد که از تصمیم خودتان پشیمان شدید؟

در این مدت اتفاقات زیادی افتاد. از وقتی پسرم کشته‌ شد خیلی ناراحت بودم مخصوصا اینکه چهار سال قبل از این حادثه یک پسر دیگرم را هم از دست داده ‌بودم. پسرم 10‌ساله بود که در یک تصادف کشته‌ شد. بعد از چهار سال هم که عبدالله‌ کشته ‌شد. داغ دو فرزند خیلی آزارم می‌داد دیگر توان زندگی نداشتم اما به این موضوع هم فکر کرده ‌بودم که اعدام یک جوان دیگر هیچ‌کدام از آن بچه‌ها را به من برنمی‌گرداند اما مگر می‌شود به همین راحتی بخشید؟ او شاهرگ پسرم را زده‌ بود می‌دانید این برای یک مادر یعنی چه؟

* چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟

من آدم معتقدی هستم. اول خودم خواب دیدم که پسرم از من می‌خواست ببخشم. به من گفت مادر جای خوبی هستم اگر تو از من انتظار‌ داری که بچه خوبی باشم. باور کن جایی که هستم خیلی خوب است و در آرامش هستم. با این حال راضی به گذشت نشدم و گفتم امکان ندارد قاتل را ببخشم. فامیل‌هایم به من می‌گفتند پسرت را در خواب دیده‌ایم که خواسته تو قاتلش را ببخشی اما من قبول نمی‌کردم تا اینکه دخترم به من گفت برادرش را در خواب دیده گفت برادرم می‌گفت عیدت مبارک خواهر عید خود را با قصاص خراب نکنید به مادر بگو گذشت کند دخترم هم گفته ‌بود خودت به خوابش برو و بگو گذشت کند. خیلی به من فشار می‌آوردند از آشنا و فامیل گرفته تا خانواده خودم حتی مادرم از من خواست که ببخشم آخر سر به شوهرم گفتم همه‌چیز پای چوبه‌دار مشخص می‌شود.

* خانواده قاتل چه واکنشی نسبت به این قتل داشتند؟

شوهرم، آدم سرشناسی است فوتبالیست بوده و حالا هم مربی فوتبال است همه مردم شهر می‌دانستند ما در چه وضعیتی هستیم و چقدر عذاب می‌کشیم حتی خانواده قاتل هم می‌دانستند و خیلی نسبت به کاری که بچه‌شان کرده ‌بود متاسف بودند آنها می‌گفتند شرمنده رفتار پسرمان هستیم و نمی‌دانیم به شما چه بگوییم.

* شب قبل از اجرای حکم، برنامه «90» و چهره‌های فوتبال خیلی از شما درخواست کردند که قاتل را ببخشید آیا این برنامه در تصمیم شما تاثیری داشت؟

آقای فردوسی‌پور انسان شریف و بزرگواری است و قصدش هم کار انسانی بود من خیلی از او تشکر می‌کنم که از یک برنامه فوتبالی برای یک کار انسانی استفاده کرد. بزرگان دیگر مثل آقایان دایی، بنگر و قلعه‌نویی هم با ما تماس گرفتند اما آن موقع تصمیم نگرفتم و همان حرف خودم را زدم.

* اینکه چهره‌های فوتبالی به شما اصرار کردند که ببخشید تاثیری در تصمیم شوهرتان نداشت؟

وقتی برنامه «90» در مورد این مساله صحبت کرد شوهرم گفت ببین بزرگان از تو چه می‌خواهند گفتم برای من مادرم بزرگ‌ترین است به مادرم گفتم لحظه اجرا تصمیم می‌گیرم و حالا هم روی حرفی که به مادرم زدم چیزی نمی‌گویم. تا صبح سوره‌ واقعه را خواندم و گریه کردم.

* چه زمانی به شما گفته ‌شد زمان اجرای حکم فرا رسیده‌ است؟

وقتی رای قصاص صادر شد و پرونده به دیوانعالی کشور رفت سه‌سال طول کشید که برگردد و وقتی برگشت ماه صفر بود. به شوهرم گفتم صفر ماه حرام است و من نمی‌توانم جوان مردم را در این ماه قصاص کنم. در اجرای احکام گفتند مساله شرعی ندارد و شما می‌توانید حکم را اجرا کنید گفتم حالا نمی‌کنم. برایم خیلی عجیب بود که در این ماه تایید حکم آمده ‌است و این برایم پیغامی داشت. بعد گفتند قبل از عید حکم را اجرا کنید. قبول کردیم وقتی برای ابلاغ رفتیم مسوول زندان گفت شب عید است و ما معمولا به‌خاطر اینکه خانواده‌های اعدامیان شب عیدشان خراب نشود حکم اجرا نمی‌کنیم اگر شما بخواهید حکم را اجرا می‌کنیم اما باز ترجیح این است که این کار را نکنید با خودم گفتم این اعدامی هم مادر دارد و من نباید شب عید مردم را عزادار کنم قرار شد 26 فروردین حکم اجرا شود تا اینکه یک شب قبل از اعدام خوابی دیدم که تصمیمم را تغییر داد.

* چه خوابی بود؟

پسرم را در 10سالگی دیدم. همه ما نشسته‌ بودیم و غذا می‌خوردیم پسرم بشقاب پلویش را برداشت و از خانه بیرون رفت گفتم پسرم چرا از ما جدا می‌شوی گفت دیگر با تو حرف نمی‌زنم و دیگر در این خانه غذا نمی‌خورم آن موقع بود که تصمیم خودم را گرفتم من نباید کاری می‌کردم که بچه‌ام در عذاب باشد.

* در مورد زمان اجرای حکم بگویید. آن موقع چه اتفاقی افتاد؟

تا صبح نخوابیدم و مرتب دعا می‌خواندم کسی در خانه ما نخوابید صبح با شوهرم برای اجرا رفتیم همه چیز آماده بود و مردم زیادی آمده ‌بودند اول از مسوولان خواستم به من یک میکروفن بدهند چون می‌دانستم موقع اجرای حکم مردم خیلی به اولیای‌دم فحش می‌دهند و از کار آنها بدشان می‌آید خطاب به مردم گفتم: من یک مادر هستم و می‌دانم حالا که می‌خواهم حکم را اجرا کنم شما به من فحش می‌دهید و نفرینم می‌کنید اما می‌دانید همه زندگی یک مادر فرزندش است‌؟ می‌دانید در این‌ سال‌ها چه کشیدم و زندگی برایم زهر شده؟ می‌دانید زندگی‌ام به چه روزی افتاده ‌است؟ می‌دانید فقط گریه کردم و خواب و خوراک نداشتم و همه ما تحت‌تاثیر قرار گرفتیم؟ چرا باید جوان‌های ما چاقو با خودشان حمل کنند و اینطور خودشان و خانواده دیگری را بدبخت کنند؟ مردم اطراف گفتند این حق توست حتی اگر حکم را اجرا کنی کسی توهینی نخواهد کرد اما بدان مادری هم آن سوتر منتظر فرزندش است. بعد رفتم سراغ چوبه‌دار قاتل گریه می‌کرد و از من می‌خواست او را ببخشم گفت تو را به روح فرزندت ببخش. سیلی را که زدم آرام شدم. گفتم به خاطر آسیبی که به من زدی تنبیهت کردم و بعد هم با شوهرم طناب را از گردن او بیرون آوردیم. مردم خیلی خوشحال بودند و کف زدند و گریه کردند. من این بخشش را هدیه کردم به مردم نور.

* مادر مقتول در آن لحظات چه می‌کرد؟

وقتی بخشیدم به پایم افتاد که خاک پایم را ببوسد گفتم از خدا تشکر کن. او را بلند کردم و گفتم به‌خاطر مادربودنت خیلی برایت احترام قایل هستم این کار را نکن.

* شوهرتان چه واکنشی داشت؟

او همیشه به من می‌گفت هر تصمیمی خودت گرفتی قبول می‌کنم. قاتل شاگرد شوهرم بود شوهرم به او فوتبال یاد می‌داد. با اینکه درگیری قاتل با شخص دیگری بود اما پسرم کشته‌ شده ‌بود و ما هیچ ‌تقصیری نداشتیم اما نتوانستم حکم را اجرا کنم.

* پسرتان چطور شد کشته‌ شد؟

یک چهارشنبه بازاری در شهر نور بود که پسرم در حال عبور از آنجا بود. قاتل تنه‌ای به او زد. پسرم معترض شد و قاتل که در حال دعوا با کسی دیگر بود چاقو بیرون کشید و به شاهرگش زد که منجر به مرگ پسرم شد.

* بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟

شاید باورتان نشود، از هفت صبح که به خانه برگشتیم تا 11 شب پنج نفر در خانه ما در حال پذیرایی از مردمی بودند که برای تشکر آمده ‌بودند باز هم نمی‌توانستند به همه رسیدگی کنند، مردم نور خیلی به ما لطف داشتند.

* خانواده‌های بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیه‌ای به آنها دارید؟

توصیه می‌کنم در مورد قاتل تحقیق کنند وقتی به این نتیجه رسیدند که واقعا پشیمان شده و دیگر به جامعه آسیب نمی‌زند او را ببخشند. بخشش آرامش زیادی به آدم می‌دهد البته باز هم می‌گویم کسی نمی‌تواند خودش را جای یک مادر که بچه‌اش را از دست داده بگذارد.

روایت قاتل بخشیده‌شده در دقیقه 90 از لحظات اعدام

رییس زندان و دیگر کارکنان تولدش را تبریک می‌گویند. «بلال» روز سه‌شنبه 26 فروردین تا بالای چوبه‌ دار رفت و به زندگی برگشت. هفت‌ سال پیش وقتی که 19ساله بود درگیری او و چند جوان دیگر در چهارشنبه‌بازار شهرستان نور منجر به کشته‌شدن عبدالله حسین‌زاده، فرزند یکی از پیشکسوتان فوتبال شهرستان شد و بلال به قصاص محکوم شد. روز اجرای حکم روبه‌روی دادسرای شهرستان نوشهر، چندقدم دورتر از دریا داربست فلزی زدند. مردم از پنج صبح دور این داربست ایستادند و با فریادهای یاحسین از خانواده حسین‌زاده که از هفت‌سال پیش داغدار پسرشان، عبدالله هستند طلب بخشش کردند. مادر مقتول به مردم گفت خالی‌شدن خانه چقدر سخت است. او در آخرین لحظات به‌ صورت بلال سیلی زد و بعد طناب را از گردن او برداشت. بلال می‌گوید فاصله بین قصاص و بخشش او همین سیلی بود. ساعتی بعد از پایان مراسم و بخشش این محکوم به مرگ، با او در داخل زندان گفت‌وگو کردیم.

* کی فهمیدی که حکم قرار است اجرا شود؟

حکم قرار بود سه‌ ماه پیش اجرا شود اما با تلاش انجمن حمایت از زندانیان و همکاری رییس زندان به تعویق افتاد. روزهای آخر سال قبل قرار بود اجرا شود که باز هم عقب افتاد. بار سوم قرار بود 15 فروردین اجرا شود که تا امروز- روز اجرا- عقب افتاد اما این‌بار دیگر وقت من تمام شده بود. من دوشب قبل از روز اعدام به بچه‌های بند گفتم به احتمال 99‌درصد فردا صبح مرا به سلول انفرادی پایین می‌برند برای اجرای حکم. بیرون همه خبر داشتند. چند روز قبل که به خواهرم زنگ زدم پرسید پایین نرفتی؟ گفتم داستان چی است؟ گفت هیچی. فهمیدم که قرار است حکم اجرا شود.

* وقتی برای اجرای حکم صدایت زدند چه کردی؟

وقتی که مرا صدا کردند و گفتند افسر نگهبانی کارت دارد، بلافاصله وضو گرفتم، سجاده‌ام را برداشتم و پایین رفتم. با بچه‌ها خداحافظی کردم. گفتند برمی‌گردی. گفتم نه، این‌بار می‌روم برای همیشه. پایین که رفتم. چند رکعت برای خودم و مقتول نماز خواندم و به دعای توسل و زیارت عاشورا مشغول شدم. نماز امام زمان خواندم. شب آخر کار من فقط نماز و دعا بود.

* در آن شب به چه فکر می‌کردی؟

حاج آقا مفیدی از واحد فرهنگی زندان آمد پیش من. گفتم برگه‌ای بده وصیت بنویسم. گفتم من خودم را ساختم برای آن دنیا. هر 10 دقیقه برای عبدالله و خودم نماز خواندم و گفتم دارم می‌آیم پیش تو فقط نمی‌دانم چطور ببینمت.

* استرس داشتی؟

بله، داشتم ولی فکر هم می‌کردم که این شتری است که در خانه همه خوابیده. یکی جوان می‌میرد و یکی پیر. همه یک‌ روز می‌روند. به حاجی گفتم چوبه‌ دار چطور است، باید چه‌کار کنم؟ گفت وقتی رفتی پای چوبه‌ دار «اشهد» بگو. من مدام همین را در ذهنم تکرار می‌کردم. دو رکعت نماز «حاجت» خواندم.

* وقتی صدای «یا حسین» مردم را از بیرون زندان شنیدی چه حسی داشتی؟

ساعت پنج بود که صدای «یا حسین» «یا حسین» از بیرون آمد، یک دفعه بغضم ترکید.

* به مادرت هم فکر کردی؟

مادرم رفیق من است. الان هم خدا فقط به خاطر مادرم به من رحم کرد.

* به مادر مقتول هم فکر می‌کردی؟

آن صحنه‌ای که میکروفن را به دست گرفت، همه که سکوت کردند و او گفت من 11سال است که «یا حسین» «یا حسین» می‌گویم، یکهو تنم لرزید. فقط گفتم «یا ابوالفضل».

* تو شاگرد پدر مقتول، عبدالغنی حسین‌زاده بودی؟

نه فقط من بلکه همه بچه‌های محله‌مان به مدرسه فوتبالش می‌رفتند. خیلی‌ها را فرستاد برای تیم‌ ملی نوجوانان. سیدحسن حسینی را فرستاد تیم‌ ملی نوجوانان. خیلی‌ها را به جایی رساند. من نمی‌دانستم فوتبال چیست اما در مدرسه فوتبال یاد گرفتم و بعد رفتم کشتی.

* با اینکه همه اینها را می‌دانستی با پسرش درگیر شدی؟

بله می‌دانستم، می‌شناختمش. چند دقیقه قبل از حادثه هم او را در جمعه‌بازار دیدم و گفتم عبدالله من دارم می‌روم جشن عروسی دوستم. گوشی موبایلت را به من می‌دهی که گفت آره. من هیچ مشکلی با او نداشتم. من همیشه از کودکی کار می‌کردم. جوشکار بودم حتی با لباس کار به عروسی برادر و خواهرم رفتم. گاهی که از سر کار بر می‌گشتم راننده‌ها لباس سیاه مرا که می‌دیدند سوارم نمی‌کردند.

* پس آن روز چه شد؟

آن روز دعوا اصلا بین من و عبدالله نبود اما در نهایت در درگیری که دو نفر دیگر هم بودند، عبدالله کشته شد و من محکوم شدم.

* روز اعدام، دوستانت هم آمده بودند. بعید نبود بعضی از آنها هنوز چاقو در جیب داشته‌ باشند.

من امروز هم در فیلمی که می‌گرفتند به دوستانم گفتم سعی کنند چاقو دست نگیرند، اگر بزرگ‌تری هم زیر گوششان زد صلاح و خوبی‌اش را می‌خواهد. ای‌کاش همان موقع کسی زیر گوش من می‌زد.

* سیلی‌ای که مادر مقتول به‌ صورتت زد درد داشت؟

من فکر می‌کنم فاصله میان رضایت و قصاص من همین سیلی بود. بین من و این مادر همین سیلی بود که باید زده می‌شد. وقتی گفتم مرا ببخشید و به پدر و مادرم رحم کنید، پدرش گفت مگر تو به ما رحم کردی؟ من یک لحظه یادم آمد آن «اشهد» را فراموش نکنم. من نمی‌دانم چگونه از آنها تشکر کنم، به‌ویژه از مادر و پدرش.

* فکر می‌کنی اگر مثلا برادر شما در این درگیری کشته شده بود، تو و خانواده‌ات می‌توانستید ببخشید؟

مادر من دل رئوفی دارد.

* ولی بخشیدن خیلی راحت نیست.

بله، اصلا راحت نیست. مادر من همیشه سعی می‌کند به همه کمک کند. پسردایی مرا مثل فرزند نگهداری می‌کند. مادر من همه عمرش کار کرده.

* فکر نمی‌کنی باعث رنج بیشتر این مادر شدی؟

این تقدیر من بود و سرنوشتم. نمی‌خواستم اینطور شود.

* شنیدی که هنرمندان زیادی برای بخشش تو تلاش کردند؟ برنامه «90» هم از خانواده مقتول خواست تو را ببخشند.

من ساعت‌های آخر در سلول طبقه پایین بودم ولی وقتی برگشتم بچه‌ها می‌گفتند که برنامه «90» هم در مورد من گفته. به نظرم این بخشش، بخشش همه مجرمانی بود که پشیمان هستند.

* ولی خانواده مقتول این نگرانی را هم داشتند که با بخشش تو، جوان‌ها باز هم دست به چاقو ببرند، به این امید که بخشیده می‌شوند.

جوان‌ها باید به من نگاه کنند و من درس عبرتشان بشوم. زندگی خانواده من خراب شد. وقتی به دعوا و چاقو فکر می‌کنند باید مرا پای چوبه‌ دار به یاد بیاورند و مادرم را که چه می‌کرد. در یک چشم به‌هم‌زدن صندلی ممکن بود بیفتد.

* وقتی بالای صندلی بودی ترسیدی؟

بله، ترسیدم.

* هر آن ممکن بود خشم و غصه خانواده باعث شود تو را نبخشند.

بله. من مسلمانم و نماز می‌خوانم و به هر تصمیمی که آنها برای من گرفته باشند پایبندم. حالا هم به قول‌هایم عمل می‌کنم.

* تو باید بعد از محکومیت 10 سال از این شهرستان دور باشی. به این قول عمل می‌کنی؟

بله. اگر من زیر قول خودم بزنم، یعنی آبروی خانواده‌ام را هم زیر سوال برده‌ام و باز آنها را پیش خانواده آقای حسین‌زاده شرمنده کرده‌ام. اینها هیچ، آه خدا را چه کنم. منِ بلال نمی‌دانستم نماز چیست. درست است که در زندگی کار به کار کسی نداشتم ولی حالا در زندان و به خاطر درس‌هایی که از رئیس زندان گرفتم خیلی چیزها را آموختم و زندگی‌ام فرق کرده.

* هیچ‌وقت مقتول را به خواب دیدی؟

یک بار خواب دیدم که من، او، خواهرش و خواهرزاده من در محله سنگ‌سفید هستیم. یک پاترول مشکی هم داریم. من یکهو خیلی شدید گریه کردم. بچه‌های بند مرا بیدار کردند گفتند چه شده که گریه می‌کنی؟ یک‌بار دیگر بعد از هشت‌ماه که در زندان ساری بودم و خیلی نگران، خواب دیدم در حیاط مسجد محله‌مان هستم. یک چنار بزرگ قدیمی آنجاست. در خواب دیدم که به یکی از شاخه‌های این درخت طناب‌ دار بسته و به گردن من انداخته‌اند. عمو غنی آمد و طناب را از گردن من برداشت. امروز دوباره یاد آن خواب افتادم.

* تو باید محکومیتت را بعد از این بخشش بگذرانی. بعد از آزادی چه کار خواهی کرد؟

اینجا در زندان خیاطی و آرایشگری یاد گرفتم. بعد از این همه حبس، لباس مردم را می‌شویم تا پولی به دست بیاورم. از این در که بیرون بروم کارم را ادامه می‌دهم. من جوشکاری را دوست دارم. همه این نرده‌های آهنی زندان را خود من جوش داده‌ام. دوست دارم زندگی سالمی داشته باشم.

انتهای پیام


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/30 ساعت 7:39 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


"مادر! انتقام جو نباش، جای ما خوب است"/ بخشش در دقیقه‌ 90

» سرویس: ورزشي - فوتبال، فوتسال

چشم شهر دیشب نخوابید. قرار بود بامداد امروز (سه شنبه) جانی اسیر طناب دار شود. اما یک خواب، یک شهر و یک جریان رسانه‌ای، در دقیقه‌ 90 روح بزرگ پدر و مادری را بر انگیخت تا از خون پسرشان بگذرند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آبان 1386 بود که یک دعوای ساده در چهارشنبه بازار شهر کوچک "رویان" از توابع شهرستان "نور" فاجعه آفرید و زندگی جوانی 18 ساله را به پایان رساند. از آن روز به بعد، او که دستش به خون آلوده بود منتظر مرگ بود و هر لحظه به اندازه یک سال پیر می‌شد تا بامداد امروز (سه شنبه) که خدا به او رحم کرد تا طناب دار از گردنش باز شود.

قرار بود "بلال" خیلی زودتر از این‌ها تقاص جرمش را پس بدهد، اما تقدیر چیز دیگری برایش رقم زده بود؛ گویا هنوز عمرش به دنیا بود تا ما شاهد باشیم که روح یک پدر و یک مادر داغدیده چقدر می‌تواند بزرگ و صبرشان چقدر می‌تواند عظیم باشد.

تنها ثانیه‌ای تا مرگ فاصله داشت، کافی بود به چهار پایه زیر پایش تلنگر بزنند اما "مادر" به یک سیلی بسنده کرد و "پدر" طناب مرگ را از دور گردنش باز کرد.

عبدالغنی حسین زاده، پدر آن جوان 18 ساله است که شش سال قبل جانش را در یک دعوای خیابانی قربانی کرد. او 18 سال است که در "رویان" مدرسه فوتبال دارد و فوتبالیست‌های زیادی را تربیت کرده است. "محسن بنگر" و "محسن یوسفی" دو فوتبالیست نامداری هستند که کارشان را از مدرسه فوتبال "درخشان" شروع کردند.

این مربی قدیمی و کار کشته مازندرانی، صبح امروز (سه شنبه) تنها لحظه‌ای مانده به اجرای حکم قصاص، طناب دار را از گردن مربی باز کرد. اگر پای حرف‌هایش بنشینید بیش از آن که از داغ فرزندش غمگین باشد، از بی‌مبالاتی و خطاهای جوانان این روزگار می‌نالد.

در صدایش لرزش نبود، از کاری که کرده بود کاملا راضی بود و خدا را شکر می‌کرد که در لحظه آخر رحم را بر دل او و همسرش مستولی کرد تا بتواند "ببخشد".

در اینجا صحبت‌های عبدالغنی حسین زاده را می‌خوانید:

* بگذارید ماجرا را از سال 1382 تعریف کنم. در آن سال یک موتوسوار که خلاف جهت خیابان حرکت می‌کرد با پسر 11 ساله‌ام برخورد کرد و او را کشت! چهار سال بعد، پسر بزرگم که 18 سالش شده بود در چهارشنبه بازار "رویان" با دوستانش قدم می‌زد تا این که "بلال" به او تنه زد. بلال در حادثه تصادف موتورسیکلت با پسر کوچکم، ترک راننده بود. عبدالله (پسر بزرگ) از تنه بلال ناراحت شد و به او لگد زد. این جا بود که جوان قاتل از جورابش یک چاقوی معمولی آشپزخانه بیرون آورد.

* بلال جوان بی تجربه ای بود و کار با چاقو را بلد نبود. او ناشی بود و برای همین پرید روی هوا و ضربه‌ای به پسرم زد که متاسفانه شاهرگش را قطع کرد. خودش هم فرار کرد، ولی ماموران نیروی انتظامی او را در خانه‌اش دستگیر کردند.

* قاتل به مدت دو سال زندان بود و ما در دادگاه به دنبال پرونده‌ بودیم. دادگاه در ساری بود که در آن قاتل ارتکاب جرم را انکار کرد، ولی قاضی به او گفت که قبلا اعتراف کرده و حالا اگر می‌خواهد بخشیده شود باید راستش را بگوید. در نتیجه‌ اعتراف کرد.

* شش سال گذشت. در این مدت قاتل در زندان نور اسیر بود و ما منتظر صدور حکم بودیم تا حکم صادر شود و به تایید دیوان عالی کشور برسد، شش سال طول کشید. در نهایت خرداد 92 حکم قصاص رسید، اما چون محرم بود، گفتیم که بهتر است اجرای آن بماند برای بعد.

* اجرای حکم به اسفند 92 موکول شد، اما این بار هم نخواستیم که در شب عید این کار را انجام دهیم. قرار شد حکم 20 فروردین 93 اجرا شود. اما باز هم گفتند که حکم چند روز دیگر یعنی 26 فروردین می‌رسد.

- "قصه یک خواب آسمانی"

* همسرم واقعا آسیب دیده بود. من هر روز در مدرسه فوتبال مشغول بودم و با دیدن بچه‌ها احساس می‌کردم که آنها هم فرزندم هستند. اما همسرم در گوشه خانه بود و عکس بچه‌ها را می دید و ناراحت می‌شد. این وضعیت ادامه داشت تا این که همسرم خواب دید.

* سه روز قبل از اجرای حکم، همسرم خواب دید که پسر بزرگم به پسر کوچکم می‌گوید به "مامان بگو انتقام جو نباشد، جای ما خوب است!" این خواب دل همسرم را کمی آرام کرد و گفتم که این طوری تا روز اجرای حکم می‌توانیم بیشتر فکر کنیم. روز اجرای حکم هم خدا رحم به دل ما انداخت و قاتل را بخشیدیم.

- دخالت ایسنا و 90

* رسانه‌ها درباره ماجرا مطلب نوشتند و برنامه «90» هم قصه ما را پخش کرد. فردوسی‌پور با من تماس گرفت و درخواست کرد که از خون پسرم بگذریم. علی دایی و محسن بنگر هم زنگ زدند. امیر قلعه‌نویی هم دیشب (دوشنبه) زنگ زده بود.

* همه کسانی که زنگ زدند قول‌هایی دادند و گفتند که پول می‌دهند یا مدرسه فوتبال می‌سازند. ما انتظار هیچ پولی نداریم و فقط به خاطر رضای خدا این کار را کردیم.

* اگر کسی می‌خواهد برای بچه‌های شهر ما کاری کند مختار است و به ما مربوط نیست. ما از هیچ کس چیزی نمی‌خواهیم.

* ما دو پسر داشتیم که از دست دادیم و حالا تنها یک دختر برایمان مانده که در مقطع راهنمایی تحصیل می‌کند. از جوان‌ها می‌خواهم که دعوا نکنند و در درگیری‌ها تا می‌توانند شرکت نکنند. اگر هم ناچار به دعوا شدند دست به چاقو یا این چیزها نبرند که خود را اسیر کنند. این تنها نصحیت من به جوان‌ها است.

ا‌نتها‌ی‌ پیا‌م


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/30 ساعت 7:38 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


بازتاب اقدام زیبای فردوسی‌پور در سایت یاهو +عکس

بازتاب اقدام زیبای فردوسی‌پور در سایت یاهو +عکس
جمعه ۲۹ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۹
چیزی که باعث می شود بیشتر خوشحال باشیم، بازتابی است که خبر این بخشش پیدا کرده. حالا حتی خبر این اتفاق را روی صفحه نخست سایت yahoo هم می توان دید.
به گزارش عرش نیوز,اقدام برنامه ۹۰ برای رضایت گرفتن از خانواده غنی زاده و انصراف آن ها از اعدام قاتل پسرشان را بی شک باید یکی از تأثیرگذارترین اقدامات مثبت یک برنامه نلویزیونی در چند دهه اخیر دانست. یکی از بهترین کارهایی که عادل فردوسی پور می توانست با استفاده از محبوبیت برنامه اش به ثمر برساند. اقدامی که باعث شد تا بامداد ۲۷ فروردین طناب دار از گردن یک انسان باز شود.

داستان از این قرار بود که سالها پیش عبدالعزیز غنی زاده از پیشکسوتان فوتبال مازندران پسر خود را به خاطر کشته شدن در یک درگیری از دست داد و حکم اعدام قاتل برای صبح روز ۲۷ فروردین ۹۳ صادر شد. خانواده قاتل که در این مدت موفق به دریافت رضایت برای نجات فرزند خود نشدند دست به دامان رسانه ها و برنامه ۹۰ شدند تا در آخرین لحظات به دنبال روزنه امید باشند.

فردوسی پور در برنامه روز دوشنبه به این درخواست پاسخ مثبت داد و در اوایل برنامه اش با تاکید بر اینکه "گذشت" امری پسندیده است ابراز امیدواری کرد صبح سه شنبه خبری از اعدام نباشد. پس از اعلام این خبر، چند خیر در تماس با برنامه ۹۰ اعلام کردند که حاضر به پرداخت کامل دیه بوده و محسن بنگر مدافع پرسپولیس نیز خواستار تاکید دوباره این درخواست در برنامه شد.

چیزی که باعث می شود بیشتر خوشحال باشیم، بازتابی است که خبر این بخشش پیدا کرده. حالا حتی خبر این اتفاق را روی صفحه نخست سایت yahoo هم می توان دید.


منبع:بانک ورزش


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/30 ساعت 7:17 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


وارد نهمین سال آغاز فعالیت تاکستان 20شدیم

 درود

دوستتون دارم خیلی زیاد

موفق باشید


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/25 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت


عدم واکنش در برابر توهین موجب بیماری‌های جسمی می‌شود

عدم واکنش در برابر توهین موجب بیماری‌های جسمی می‌شود

سلامانه : یک مشاور روانشناس با معرفی 3 نوع رفتار پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأتمندانه، میگرن، ناراحتی قلبی، مشکلات معده و روده و حتی آرتروز را نتیجه عدم واکنش در برابر توهین عنوان کرد

اصغر کیهان‌نیا در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به سه نوع رفتار پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأتمندانه اظهار داشت: اگر فرد در برخورد خود پرخاشگری کند رابطه‌اش با طرف مقابل بر هم می‌خورد بنابراین یکی از نتایج رفتار پرخاشگرانه این است که ارتباط دچار خدشه یا قطع می‌شود.

وی افزود: وقتی فردی در برابر توهین واکنشی نشان نمی‌دهد یا رنجشی را در خود بریزد و رفتاری منفعلانه داشته است در این هنگام غده‌های درون‌ریز مانند هیپوفیز، تیروئید و پاراتیروئید شروع به ترشح می‌کنند و ما از درون بیمار می‌شویم.

میگرن، ناراحتی قلبی، مشکلات معده و روده و حتی آرتروز به دلیل ریختن مشکلات در درون خود است بنابراین منشأ بعضی از بیماری‌های جسمی اتفاقات ناگوار روانی است.

این مشاور روانشناس ویژگی‌های رفتار جرأتمندانه و مقتدرانه را قاطعیت توأم با طمأنینه و مهربانی بخش منفعلانه افزود: فرد جرأتمند رفتارش قاطع، مؤدبانه با شجاعت اما با لحنی مهربانانه و انتخاب کلمات مهرانگیز است. از این طریق می‌توانیم طرف مقابل را با این ویژگی‌ها مجاب کنیم تا سهم خود را در اتفاق و تقصیر ببیند و بپذیرد.

وی ادامه داد: انسان‌های عصبانی، عجول، نگران و برخی افراد ترسو از ترس توهین رفتاری پرخاشگرانه و منفعلانه دارند مهرطلب و محافظه‌کار هستند و از ترس طرد شدن و تنهایی در برابر دیگران کوتاه می‌آیند.

این مشاور روانشناس عزت نفس و احترام به خود را دو ویژگی افرادی عنوان کرد که رفتاری جرأتمندانه از خود نشان می‌دهد.

وی ادامه داد: انسانهایی که از درون قوی، صاحب عزت نفس بالا و احترام به خود هستند و خود را قبول دارند با غوره سردی و با مویز گرمی‌شان نمی‌شود و با مهربانی ‌نظراتشان را انتقال می‌دهند.

وی با اشاره به آگاهی و خودشناسی برای شناسایی نوع رفتار و حل آن خاطرنشان کرد: باید نقاط ضعف خود را ببینیم در این صورت قادر خواهیم بود رفتارمان را کنترل کنیم.

 

این روانشناس اضافه کرد: فرد منفعل می‌گوید چرا این را نگفتم. چرا آن را گفتم ما به او تمرین می‌دهیم تا بداند چه بگوید مثلاً اگر کسی از ما طلب پول کند و پول نداشته باشیم یا خودمان لازم داشته باشیم باید از چه کلماتی استفاده کنیم که در عین قاطعیت توأم با مهربانی و احترام باشد و موجب رنجش نشود.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/25 ساعت 14:26 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


متولدین زمستان ریاضیات بهتری دارند!

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد که کودکانی که در تابستان متولد می‌شوند در بحث ریاضیات از همکلاسی‌های خود که در زمستان متولد شده‌اند عقب می‌مانند. 
 
مهر نوشت: کودکانی که بین ماه‌های می تا آگوست (اردیبهشت تا شهریور) متولد می‌شوند تا یک سوم بیشتر به یادگیری مهارت‌های ریاضی نیاز دارند.
 
این گزارش که توسط تراست "هرکودک یک شانس دارد" انجام شده و طی آن 47 هزار و 237 کودک بین 6 تا هفت سال که در مهارت‌های ریاضی از سایر کودک‌ها ضعیف‌تر بوده‌اند مورد بررسی قرار گرفتند.
 
این تحقیق نشان می‌دهد که کودکانی که در تابستان متولد شده‌اند، در بحث ریاضیات 13 ماه عقب‌تر از متوسط گروه سنی خود قرار دارند.
 
نتایج این تحقیق پس از تحقیق جداگانه‌ای منتشر شده که نشان می‌داد کودکانی که در تابستان متولد شده‌اند احتمالاً در مدرسه نسبت به سایرین کمتر احساس شادی می‌کنند، احساس عزت نفس کمتری دارند و احتمال پذیرفته شدن آنها در دانشگاه‌های برتر کمتر است.
 
احتمال اینکه دانش آموزان پسر با ارقام مشکل بیشتری داشته باشند و نیازهای آموزشی خاصی داشته باشند بیشتر است.
 
طرح آموزشی دانشگاه اج‌ هیل پس از 3.7 ماه آموزش بیشتر برای این کودکان توانستند به یک نتیجه آموزشهای 15.7 ماهه دست یابند. از سوی دیگر نتایج این تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در قالب گروه ها آموزش می بینند پیشرفت قابل توجهی نسبت به کودکانی که به طور انفرادی آموزش دیده ، ندارند.
 
آخرین ارقام این تحقیق توسط دانشگاه اج هیل تدوین شده که آموزش را برای این برنامه تحت عنوان " هرکودکی حساب می‌شود" فراهم کرده است.
 
طرح این پروژه در اصل با مدیریت و بودجه مستقیم دپارتمان آموزش بریتانیا فراهم شده است و اکنون توسط دانشگاه اج هیل اداره می‌شود و به دو طرح شمارش ارقام و شماره یک در کلاس تبدیل شده است.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/15 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت


ادعای فیس بوک برای متصل کردن جهان به اینترنت

ادعای فیس بوک برای متصل کردن جهان به اینترنت

خبرگزاری تسنیم: فیس بوک روز گذشته از تاسیس یک مرکز پژوهشی درمرکز این شرکت خبر داد که ماموریتش یافتن راه هایی نوین برای رساندن اینترنت به کسانی است که به آن دسترسی ندارند.

به گزارش گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم،اگرچه جمعیت آنلاین جهان چندی است که از مرز دو میلیارد نفر گذشته٬ اما همچنان دو سوم از ساکنان زمین به اینترنت دسترسی ندارند.


ماموریت این آزمایشگاه پژوهشی تامین اینترنت ارزان و دسترسی حداقلی به دنیای آنلاین برای همه ساکنان زمین است.

پژوهشگران و متخصصان هوا و فضا و فن آوری های ارتباطی در این مرکز قرار است مشغول توسعه تکنولوژی های جدیدی شوند که با بهره گیری از هواپیماهای بدون سرنشین (پهپادها)٬ ماهواره ها و لیزر می توانند دامنه نفوذ اینترنت در جهان را گسترش دهند و آن را به دورترین نقاط این کره خاکی هم برسانند.

مارک زاکربرگ در این باره گفت: ما روی روش هایی کار کرده ایم که بتوانیم اینترنت را از آسمان به زمین بتابانیم.

یکی از این روش ها٬ استفاده از پهپادهایی است که با انرژی خورشیدی به حرکت درمی آیند و در ارتفاع 16 هزار پایی پرواز می کنند.

متحول کردن عملکرد ماهواره ها و ارتباط لیزری میان آنها برای بهینه سازی دسترسی به اینترنت از دیگر مسائلی است که متخصصان در این مرکز در دست پژوهش دارند.

هدف این پروژه فراهم کردن دسترسی حداقلی و ارزان قیمت به اینترنت برای همه کسانی است که در دنیای ما زندگی می کنند.

زاکربرگ اظهار داشت:در سال گذشته با کارهایی که در فیلیپین و پاراگوئه کرده ایم٬ دسترسی مردم این کشورها به اینترنت دو برابر شده است.

کاربران اینترنت در این کشورها از داده های تلفن همراه خدمات دهندگانی استفاده می کنند که فیس بوک از هم پیمانان آنهاست. تا کنون 3 میلیون نفر با بهره گیری از این روش های نوین به اینترنت متصل شده اند.

گفتنی است این پروژه بخشی از پروژه بزرگ تر Internet.org است که بنیان گذار فیس بوک سال گذشته با همکاری کمپانی های بزرگ تکنولوژیک جهان راه اندازی کرده است.

پیشتر گوگل هم اعلام کرده بود که می خواهد در پروژه موسوم به Loon با بهره گیری از بالن ها امکان دسترسی ساکنان مناطق دورافتاده به اینترنت را فراهم کند.

منبع:ایرنا

انتهای پیام/
خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/12 ساعت 10:46 موضوع اخبار جالب | لینک ثابت


خطر انقراض آهوی دشت قزوین(تاکستان)

خطر انقراض آهوی دشت قزوین

قزوین / واحد مرکزی خبر / اقتصادی
گزارش مکتوب...خطر انقراض آهوی دشت قزوین
دشت قزوین با چهارصد و چهل هزار هکتار بهترین زیستگاه آهوی وحشی ایران است .
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان قزوین میگوید عرصه های دشتی استان قزوین در سالهای نه چندان دور پهنه جولان غزالهای تیز پا، قوچ و میش البرزی بوده، به طوری که گزارش های موجود از سال های یک هزار و سیصد و پنجاه تا شصت به گله های بزرگ هفتصد راسی در این دشت حکایت دارد.
علیپور می افزاید متاسفانه به علت ساخت آزاد راهها ، بزرگراهها ، توسعه شهر ها و شهرک های صنعتی ، منجر به حذف کامل این کریدور کشوری شد به طوریکه آهوان محدود به زیستگاههای جزیره ای مانند باشگل قزوین و سهرین زنجان شده اند .
استان قزوین تا دهه هفتاد قوچ و میش البرزی را در ارتفاعات شمال شرق میزبانی می کرده است.
وسعت پراکنش این پستاندار زیبا در استان قزوین ، نشان از استعداد بالقوه اکوسیستم دشتی وتپه ماهوری این استان به ویژه در منطقه حفاظت شده باشگل دارد.
معاون محیط طبیعی اداره حفاظت محیط زیست استان قزوین ، منطقه حفاظت شده باشگل در شهرستان تاکستان را بهترین زیستگاه آهوی قزوین می داند ومی گوید : این منطقه با بیست و پنج هزار و یکصد و نود وهشت هکتار مساحت ودویست و صد گونه جانوری و گیاهی در شمال غربی شهر تاکستان یکی از بهترین مناطق زیست جانوری و گیاهی است.
مظفری همچنین وجود تنوع زیستی و زندگی گونه های متنوع پرندگان در این منطقه اشاره و اضافه کرد : باقرقره، کبک، عقاب طلایی و لاشخور از جمله دیگر گونه های است که در این منطقه زیست می کنند .
حیات وحش و منطقه زیبا و دیدنی باشگل با توجه به موقعیت خاصی که دارد دارای زیستگاههای متفاوتی است ، قسمت های جنوبی آن دشتی و زیستگاه آهو و بقیه نقاط منطقه تپه ماهوری و زیستگاه قوچ و میش است.
بنا به اعلام اداره کل حفاظت محیط زیست استان قزوین، در حال حاضر هفتاد و پنج راس آهودر دشت قزوین زیست می کنند درحالی که دهه های قبل به چند صد رأس می رسید .
فرهادی علت این روند را ، توسعه بی رویه وناموزون و شکار بی رویه در دهه های گذشته می داند .
او می گوید: در سال نود و دو فقط دویست و هفتاد شکارچی غیرمجاز در استان قزوین دستگیر و بیش از دویست قبضه سلاح غیر مجاز و قاچاق در استان قزوین کشف و ضبط شد که این مهم یکی از عوامل انقراض نسل آهوان دشت قزوین است.
آتش سوزی در مراتع و جنگل ها از دیگر عوامل از بین رفتن گونه های حیاط وحش است .
چگینی مدیرکل منابع طبیعی ، آبخیزداری استان قزوین می گوید : پارسال بیش از سی و نه فقره آتش سوزی در مراتع این استان رخ داد که بر اثر آن بیش از دویست و ده هکتار از مراتع و جنگل های استان آسیب دید .
معاون منابع طبیعی اداره کل منابع طبیعی استان هم ، بهره برداری غیراصولی، وجود دام مازاد بر ظرفیت مراتع، تغییرکاربری اراضی، بوته کنی ، تخریب منابع آب و خاک وآتش سوزی در فصول گرم سال را از عوامل تهدید کنند حیاط وحش از جمله گونه های نادر اعلام کرد .
اسداللهی ، کاهش تعداد دام، توسعه واحدهای پرواربندی، تبدیل و اصلاح دیمزارهای کم بازده و اجرای طرحهای مکمل آبخیزداری را از عوامل موثر در توسعه پایدار مراتع و به تبع آن حیاط وحش دانست .
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان قزوین گونه های در معرض انقراض را سیزده گونه از جمله پلنگ ایرانی ، خرس قهوه ای ، کبک ، کرکس کوچک ، قوچ ارمنی ، عقاب شاهی و اردک مرمری اعلام کرد.
علیپور می افزاید مقابله با این روند را ضروری دانست و تصریح کرد: طرح ویژه تکثیر آهو و احیای آن در اولویت برنامه های این اداره کل قرار دارد .
علیپور کمبود اعتبارات را از مشکلات پیش روی برای اجرای این طرحها دانست و خاطرنشان کرد : در تلاش هستیم با تامین اعتبار لازم ، هر چه زودتر طرح تکثیر آهوان را آغاز کنیم .
او همچنین تصریح کرد : با احیا مناطق شکار ممنوع مناطق الموت، طارم سفلی، بویین زهرا وآوج به مناطق حفاظت شده زیستگاه حیات وحش این گونه جانوری افزایش یابد.
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان قزوین اضافه کرد : با اضافه شدن دو منطقه حفاظت شده الموت و طارم سفلی که نود و هفت هزار هکتار وسعت دارد مساحت مناطق حفاظت شده استان قزوین به بیش از یکصد و بیست هزار هکتار افزایش یافته است.
در حال حاضر مناطق حفاظت شده استان قزوین بیش از هفت درصد است .
در سالهای گذشته مسئولان بارها از اجرای طرحهای مختلف برای جلوگیری از انقراض برخی از گونه های جانوری ازجمله آهوان خبر داده بودند اما به دلایل مختلف اجرا نشد امیدواریم این بار شاهد توقف طرحها نباشیم.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/12 ساعت 0:9 موضوع آمارهای جالب در تاکستان | لینک ثابت


امشب ساعت ۲۰:۳۰، چراغ‏‎ها را خاموش کنیم

در ایران نیز این رویداد مورد استقبال قرار گرفت. در سال 1390 غیر از شهروندهایی که در این طرح شرکت می‌کردند، برج میلاد از این طرح استقبال و از ساعت 8:30 تا 9:30 این روز چراغ‌های نورپردازی محیطی خود را خاموش کرد.
کد خبر: ۳۸۹۲۵۹
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۳۹۳ - ۰۶:۴۹ - 29 March 2014
ساعت 20:30 روز 29 مارس / 9 فروردین، ساعت زمین است. مردم داوطلبانه چراغ‎ها را به مدت 1 ساعت خاموش می‏‎کنند تا اتلاف انرژی و آلودگی نوری را در کانون توجه قرار دهند.

به گزارش خبرآنلاین، ساعت زمین نمادی است که به یاد بیاوریم نه نمادی که قرار است سالی یک بار به یاد آورده شود. نمادها اگر ارزش یادآوری خود را از دست بدهند و خود تبدیل به موضوع اصلی شوند، کارکرد خود را از دست خواهند داد و بیایید امیدوار باشیم، بزرگداشت ساعت زمین به چنین سرنوشتی دچار نشود

شنبه 29 مارس مطابق با  8 فروردین امسال، مردم بسیاری از شهرهای جهان، بار دیگر در رویدادی نمادین مشارکت می‌جویند که هدف آن  توجه به مساله اتلاف انرژی و آلودگی نوری است.

این جنبش عمومی نخستین بار در سال 2007 میلادی و در شهر سیدنی آغاز شد و  هدف اولیه آن ایجاد نمادی عمومی با مشارکت مردمی برای جلب توجه مردم و سازمان ها و دولت ها، به مسایل محیط زیستی بود. رویدادی که با خاموشی داوطلبانه چراغ‌های اضافی و خاموش کردن محیط‌های نورپردازی شده شهری برجسته برای مدت یک ساعت به اجرا در می‌آمد.

این اقدام به نمادی برای نشان دادن تعهد انسان‌ها به محیط‌زیست در آمد و به سرعت توسعه یافت. در سال‌های بعدی شهرهای زیادی در گوشه و کنار جهان به این حرکت پرداختند و در آخرین شنبه ماه مارس، با خاموش کردن نورپردازی نمادهای شهری و همچنین خاموش کردن چراغ خانه‌ها و مؤسسات برای یک ساعت به این جنبش پیوستند.

پشتیبانی بزرگی از این اقدام شکل گرفت. موتور جستجوی گوگل در حمایت از این اقدام در این روز صفحه اصلی جستجوی خود را به رنگ مشکی درآورد - نمایش پیکسل‌های سیاره انرژی کمتری از پیکسل‌های سفید مصرف می‌کند و به نوعی در مصرف انرژی صرفه‌جویی می‌شود - و وب‌سایت‌های دیگر در سال‌های بعد به آن پیوستند.

اقدامی که به نام ساعت زمین شناخته شد محبوبیت فراوانی به دست آورد و حتی مدیران شهری که در روزهای دیگر سال هیچ ابایی از پیشی گرفتن در مسابقه آلودگی نوری شهر خود ندارند با رغبت و رضایت به آن پیوستند.

این برنامه نمادین هر سال بزرگ تر شده است. شما می‌توانید بخشی از برنامه‌ها و پروژه‌ها و همچنین آمارهای مربوط به این رویداد را در وب‌سایت این طرح در نشانی http://www.earthhour.org و همچنین نسخه وب‌سایت فارسی این پروژه در نشانی http://earth-hour.ir مشاهده کنید.

در ایران نیز این رویداد مورد استقبال قرار گرفت. در سال 1390 غیر از شهروندهایی که در این طرح شرکت می‌کردند، برج میلاد از این طرح استقبال و از ساعت 8:30 تا 9:30 این روز چراغ‌های نورپردازی محیطی خود را خاموش کرد. برنامه آسمان شب به معرفی و ترویج آن پرداخت و رسانه‌های مختلف درباره آن مطالبی را منتشر کردند. اگرچه به دلیل همزمانی این رویداد با تعطیلات نوروزی شاید در آن سال مطبوعات و رسانه‌ها نتوانستند پوشش چندان مناسبی به آن بدهند اما در سال‌های بعد شهرهای دیگر هم به این طرح پیوستند. اصفهان، قم، اهواز و رشت و برخی از شهرهای دیگر بنا بر شنیده‌ها برنامه‌هایی برای مشارکت در ساعت زمین سال 1393 دارند.

آلودگی نوری و انرژی


اگرچه ایده ساعت زمین در ابتدا برای جلب توجه عمومی به مساله بحران‌های محیط زیست طراحی شده بود اما خاموش کردن یک ساعته چراغ‌ها باعث شد تا دو مساله مهم بیشتر در معرض توجه قرار بگیرد.

نخست مساله انرژی که درک آن برای مردم عادی و البته مسئولان و سیاستمداران هم چندان دشوار نیست. زندگی مدرن هر روز ما را به سوی استفاده بیشتر از انرژی می‌برد و درعین‌حال عمده منابع تولید انرژی ما منابع آلوده‌کننده محیطی هستند. بخش عمده‌ای از انرژی مورد نیاز ما از سوزاندن سوخت‌های فسیلی تأمین می‌شود که همراه با آزادسازی گازهای گلخانه‌ای است. امری که دانشمندان معتقدند در نهایت منجر به گرمایش جهانی مصنوعی و دست‌ساز انسان‌ها بدل می‌شود و می‌تواند عوارض غیرقابل جبرانی به بار آورد.

البته مردم عادی و سیاستمداران و از آن مهم‌تر تصمیم گیران و بازیگران اقتصادی چندان توجه جدی به نظر دانشمندان ندارند. آن‌ها بهانه‌های خود را برای ادامه مصرف انرژی دارند و حتی در سطوح بالاتر سعی در ساکت کردن یا مشوش کردن چهره و صدای جامعه علمی به عمل می‌آورند. از انجام تحقیقات سفارشی برای ایجاد تشکیک در نتایج به دست آمده توسط جامعه علمی گرفته تا تهدید دانشمندان و تبلیغات گمراه‌کننده.

اما در بین این انکار گرایی عمومی، گرمایش زمین کار خود را می‌کند و زندگی و آینده ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. یکی از راه‌هایی که می‌تواند باعث کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای شود و مردم عادی می‌توانند در آن نقش داشته باشند، کاهش مصرف انرژی در زمینه‌های غیرضروری است. از سوی دیگر طراحان و صاحبان فناوری می‌توانند با تولید فناوری‌های بهینه‌تر در این روند مشارکت کرده و دولت‌ها به طور جدی تری در مقیاس جهانی به مقابله با این چالش برخیزند.

اما چطور درحالی‌که سیاستمداران و صاحبان قدرت اقتصادی وظیفه اخلاقی خود را در این زمینه رعایت نمی‌کنند از مردم عادی می‌توان توقع داشت؟ یکی از راه‌ها صرفه‌جویی است که با کاهش مصرف و خاموش کردن چراغ‌های زاید و اضافی در هزینه‌های خانواده - آن هم در این شرایط اقتصادی دشوار - پدید می‌آید.

ما بسیاری از اوقات از روی عادت رفتاری را بدیهی فرض می‌کنیم که پذیرفتن  اینکه بتوانیم با تغییری در آن همان نتیجه را بگیریم به نظر غیرممکن می‌آید.

به خانه و مجتمع مسکونی و محله خود نگاه کنید. چقدر انرژی - برای مثال تنها انرژی که صرف روشنایی می‌شود - بدون آنکه واقعا نقشی در روشنایی داشته باشد هدر می رود؟ لامپ‌هایی که برای زیبایی نمای بیرونی برج‌های ما به سوی آسمان و بدنه ساختمان نشانه رفته‌اند، لامپ‌هایی در باغچه که سربالا نصب‌شده‌اند و حتی فضای زیر خود را نمی‌توانند روشن کنند و ده‌ها لامپ کوچک و بزرگی که در مکان‌های غیرضروری - مثلا راه‌پله‌ها و سالن انباری‌ها و پارکینگ ها - روشن می‌ماند. بسیاری از این موارد را می‌توان اصلاح کرد. استفاده از یک حسگر حساس به حرکت که با عبور افراد و نزدیک شدن آن‌ها چراغ‌ها را روشن کند ساده‌ترین کاری است که هزینه آن در مقابل صرفه‌جویی این روشنایی‌ها کاملا اقتصادی و به صرفه است.

ساعت زمین برای شهروندان و شاید مسئولان یادآور این باشد که می‌توان نورهای غیرضروری را کم کرد و هنوز زندگی راحت و روشنی داشت.

آلودگی نوری


مساله آلودگی نوری اما تنها در مساله انرژی خلاصه نمی‌شود. افزایش نور محیط در شب‌ها موضوعی است که اگرچه علاقه‌مندان آسمان نخستین بار به آن اشاره کردند و توجه مردم را به محو شدن آسمان پرستاره شب در شهرهای آلوده جلب کردند، اما در سال‌های اخیر تحقیقات مختلفی نشان می‌دهد که این روند بر سلامت ذهنی و جسمی ما - و البته قطعا بر چرخه زندگی بسیاری از جانوران دیگر - تأثیر دارد. به هم خوردن ساعت درونی بدن، افزایش اضطراب، تکمیل نشدن چرخه خواب و ... برخی از نتایج احتمالی آلودگی نوری در شهرها است. ساعت زمین به طور خاص در این سال‌ها به نمادی برای به یادآوردن آسمان تاریک هم بدل شده است .

اگرچه یادآوری این نکته بدیهی فوق‌العاده ضروری و تکرار آن لازم است که نه هدف کسانی که در زمینه آسمان تاریک و مبارزه با آلودگی نوری فعالیت می‌کنند، نه هدف کسانی که برای مبارزه با عوارض زیان‌بار مصرف بی‌رویه انرژی توصیه بهینه کردن مصرف را می‌دهند، خاموش کردن خانه‌ها و به تاریکی کشیدن شهرها نیست.

هدف استفاده درست است. هدف زندگی در محیطی است که روشن باشد اما اتلاف انرژی در آن صورت نگیرد. هدف زیستن در شهری است که خیابان‌ها و کوچه‌هایی روشن و آسمانی تاریک داشته باشد.

حمایت از نماد اما نه از مفهوم


در همه دنیا و از جمله در ایران در سال‌های اخیر از رویدادهای نمادینی نظیر ساعت زمین استقبال می‌شود. در ایران برج میلاد که وابستگی نزدیکی با مجموعه شهرداری تهران دارد در این زمینه پیشگام شده است و چراغ‌های خود را یک ساعت در این روز همراه با جهان خاموش می‌کند. اما مشکلی که در همه جهان و به طور بارزتری در کشور ما وجود دارد، این است که گاهی توجه به نمادها باعث می‌شود که مفهومی که آن نماد بر آن دلالت می‌کند فراموش و حتی تباه شود.

شهر تهران یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان از نظر آلودگی نوری است. بسیاری از مدیران شهری پایتخت بر این نکته نه تنها آگاهی دارند که آن را برجسته و اتفاقی مثبت می‌دانند. چندی پیش یکی از مدیران ارشد شهرداری تهران در گفتگویی اشاره کرده بود وقتی از آسمان به تهران نگاه می‌کنیم در مقایسه با برخی از شهرهای پیشرفته تاریک تر است پس ما باید سعی کنیم تهران را روشن تر کنیم.

به همین دلیل طعنه‌آمیز است که نماد پیشگام ایران در مشارکت در ساعت زمین، بخشی از نورپردازی اساسی خود را بر مبنای ابَر نورافکن‌هایی طراحی کرده است که از راس این برج به دل آسمان تابیده می‌شود و اگر به لطف هوای آلوده تهران و بازتاب این نور از غبار پراکنده در هوا نبود هیچ کس جز مسافران هواپیماهایی که از فرار شهر ما می‌گذشتند نمی‌توانستند آن را  ببینند.

بخش عمده‌ای از نورپردازی بوستان‌ها، مبلمان شهری، خیابان‌ها و گوشه و کنار شهر ما از نظر نوری آلاینده است. دقت کنید در اینجا مساله فقط از نظر عوارض زیستی و محیطی آلودگی نوری نیست تصور کنید اگر انرژی که بی هیچ کاربردی صرف روشن کردن هوا می‌شود به طور بهینه‌ای تنها صرف روشنایی زمین می‌شد چه صرفه‌جویی در مصرف آن و در نتیجه در هزینه‌های نهادی مانند شهرداری و در نهایت در سرمایه عمومی کشور صورت می‌گرفت.

شهر سالم از نظر نوری شهری تاریک نیست. اما شهری است که منابع محدودش را صرف روشنایی بی‌دلیل و گزنده زمین و آسمان نکند تا در دوره‌هایی مجبور شود برای صرفه‌جویی در مصرف برق چراغ بزرگراه‌ها را یکی درمیان خاموش کند و جان شهروندانش را به خطر بیندازد.

ساعت زمین، مانند هر نماد دیگری مهم است. در این روز می‌توان در این حرکت مشارکت کرد. باید دیگران را به آن دعوت کرد و از همه خواست برای یک ساعت چراغ‌ها را خاموش کنند و زمین را ارج بنهند.

اما اگر ساعت 9:30 شنبه شب، وقتی ساعت زمین تمام شد چراغ‌ها را روشن کردیم و به یکدیگر تبریک گفتیم، از مشارکت شهرمان در این رویداد عکس گرفتیم و تصاویر خودمان به همراه شمع و چراغ خاموش و نمادهای تاریک شهرمان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتیم و هیچ اتفاق دیگری نیفتاد، هیچ تغییری در مصرف ما رخ نداد، هیچ چراغی اضافه‌ای را برای همیشه خاموش نکردیم و هیچ لامپ پر مصرفی را  با نمونه بهینه‌تری عوض نکردیم، اگر نمادهای شهری ما که با خاموش کردن نورپردازی خود نام خود را به عنوان مشارکت‌کننده در این حرکت در جهان مطرح می‌کنند، فردایش فکری به حال بهینه‌تر کردن مصرف انرژی و نورپردازی خود نکردند، اگر در  طول سال بعد تا ساعت زمین دیگر هیچ‌وقت دوباره به فکر راه‌هایی نیفتادیم که چه در قامت یک شهروند و چه در قامت یک مسئول می‌توانیم به کاهش انرژی و حفظ محیط‌زیست آسیب‌پذیرمان کمک کنیم، در این صورت شک نکنید که آنچه انجام داده‌ایم نمایش بی‌ارزش و فخر فرو شانه بوده است.

ساعت زمین نمادی است که به یاد بیاوریم نه نمادی که قرار است سالی یک بار به یاد آورده شود. نمادها اگر ارزش یادآوری خود را از دست بدهند و خود تبدیل به موضوع اصلی شوند، کارکرد خود را از دست خواهند داد و بیایید امیدوار باشیم، بزرگداشت ساعت زمین به چنین سرنوشتی دچار نشود.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/11 ساعت 19:17 موضوع | لینک ثابت


تاکستان 20با آغاز سال93وارد هشتمین سال فعالیت خود شد

سفر نوروزی به شهر «تات» و «انگور»
طعم نان و نمک تاکستانی‌ها در میهمان‌نوازی نوروزی

با نزدیکی ایام بهار و نوروز صبر و اشتیاق تات زبان‌های تاکستان برای استقبال از مسافران دوچندان شده است.

خبرگزاری فارس: طعم نان و نمک تاکستانی‌ها در میهمان‌نوازی نوروزی

به گزارش خبرگزاری فارس از تاکستان استقبال و پذیرایی از مسافران و گردشگران نوروزی از جمله رفتارهای ماندگار و تمدنی مردم تاکستان است که به قولی هر مسافر و گردشگر عبوری از این شهر را نمک‌گیر میهمان نوازی و استقبال گرم شهروندان تاکستانی می‌کنند.

تات‌های میهمان‌نواز و خونگرم تاکستان با توجه به مهاجر پذیر بودن این شهر سالانه در فصول مختلف به ویژه نوروز و ایام تابستان حجم فراوان و شمار قابل توجهی از مسافران را پذیرا بوده و ماندگاری یک توقف و استراحت کوتاه در این شهر شهید پرور به خاطره‌ای وصف نشدنی برای هر گردشگری تبدیل می‌شود.

باغستان‌های هزاران هزار هکتاری انگور نماد فرهنگی و تمدنی شهر تاکستان است که استوانه‌هایی از زیبایی مواهب الهی را به تصویر می‌کشد که البته باید گفت تعداد انگشت شماری از مسافران و گردشگران عبوری از جاذبه دست نخورده و منحصر به فرد موفق به مشاهده می‌شوند.

فرماندار تاکستان در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تاکستان با اشاره به اینکه تاکستان آماده پذیرایی از مسافران نوروزی است، اظهار داشت: شهرستان تاکستان از مدت های قبل با برگزاری جلسات و ستادهای مختلف آمادگی خویش را برای پذیرایی از مسافران نوروزی اعلام کرده است.

علی اکبریان ادامه داد: شهر تاکستان با دارا بودن بسیاری از نقاط مهم گردشگری و تفریحی یکی از ارزشمندترین نواحی استان قزوین در حوزه گردشگری و سیر و سفر است.

این مسئول با اشاره به آمادگی شهرداران و بخشداران تاکستان برای رویارویی با حوادث احتمالی، نیاز‌های امدادی و نیز تأمین مواد غذایی برای در راه‌ ماندگان در ایام نوروز اظهار داشت: هم‌زمان با آغاز نوروز محصولاتی در قالب بسته‌های فرهنگی در ورودی شهر تاکستان همراه با نقشه جامع شهر تاکستان و آدرس اقامتگاه‌ها برای تجلی سیمای فرهنگی و هنری شهر تاکستان به مسافران نوروزی اهدا می‌شود.

فرماندار تاکستان با اشاره به اینکه باید با تمهیدات مناسب در ایام نوروز به شهروندان خدمت کرد، ابراز داشت: با توجه به اینکه شهروندان در آستانه نوروز بیشتر به دور از منزل هستند بنابراین بحث امنیت نیز در این ایام به طور ویژه باید دنبال شود.

اکبریان با تأکید بر اینکه طی سال‌های اخیر گام‌های اثرگذاری در حوزه نوروز در تاکستان برداشته شده است، ادامه داد: این امید می‌رود تا در سال جاری بتوان بهترین نوع و حجم از خدمات را به مسافران و میهمانان نوروزی تاکستان ارائه کرد.

وی بیان کرد: البته همیاری و همفکری دستگاه‌ها و نهادهای مختلف برای برگزاری آیین‌های باشکوه فرهنگی و دینی در ایام نوروز نیز بسیار مهم است.

فرماندار تاکستان با اشاره به ضرورت گسترش برنامه‌های فرهنگی در ایام نوروز بیان کرد: میراث فرهنگی باید از تمام توان و همت خود برای ایجاد فضای مناسب در نوروز استفاده کند.

مسئولان و متولیان شهر تاکستان نیز اکنون به تکاپو برای آماده سازی شهر در آستانه نوروز افتاده‌اند و حال و هوای تاکستان رنگ سبزه و بوی بهار و ماهی قرمز به خود گرفته است.

معاون فرماندار تاکستان در این خصوص با اشاره به ضرورت آمادگی تمام جانبه در تاکستان در آستانه نوروز اظهار داشت: رعایت آداب اجتماعی و حسن اخلاق در روزهای آغاز سال نو باعث آشنایی بیشتر گردشگران و مسافران به جاذبه‌های فرهنگی و اجتماعی این شهرستان می‌شود.

رضا رحمانی بیان کرد: در ایام نوروز تقویت معاشرت و ارتباطات اجتماعی نیز به نحوی دیگر در بازتاب سیمای فرهنگی و اعتقادی شهرستان تأثیرگذار و نتیجه‌ بخش است.

وی ادامه داد: تلاش برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر طرح‌های نشاط و تعالی باید در محور برنامه‌های مسئولان شهری برای ایام سال نو قرار گیرد.

معاون فرماندار تاکستان ادامه داد: ادارات و مؤسسات سطح شهرستان نیز باید تا حد امکان در حوزه شرح وظایف و اختیاراتشان به تسهیل هرچه بیشتر سفرهای نوروزی اهتمام جدی و دلسوزانه داشته باشند.

رحمانی اضافه کرد: تعمیق باورها و ارزش‌های دینی و فرهنگی در ایام سال نو و اجرای مراسم ویژه مذهبی موجب تمایل بیشتر مسافران برای اقامت بیشتر در این شهرستان و بازدید از اماکن تاریخی و جاذبه‌های گردشگری می‌شود.

وی عنوان کرد: توجه بیشتر به مقوله رفاه و آسایش مسافران در ایام تعطیلات نوروزی می‌تواند بستر مناسب و مطلوبی را در زمینه جذب بازدید کنندگان و گردشگران به این شهرستان فراهم کند

وی افزود: مسئولان و نهادهای فرهنگی با برنامه‌ریزی، تعامل و همچنین طرح ایده‌های مناسب در روزهای آغازین سال جدید باید فضایی آرام و پرنشاط را برای مردم و میهمانان این شهرستان فراهم کنند.

معاون فرماندار تاکستان با اشاره به لزوم بهره‌برداری از ظرفیت‌های توانمند در سطح این شهرستان تصریح کرد: ارائه راهبرد و ایده‌های برتر در زمینه بهبود فضای شهری و ایجاد محیطی پرامید در سطح شهرستان می‌تواند پیش زمینه‌ای مناسب را برای ارتقای سطح اجتماعی مردم ایجاد کند.

معاون فرماندار تاکستان ادامه داد: امروزه با گسترش فناوری‌های نوین در حوزه‌های مختلف ارتباطی باید با برنامه‌ریزی‌های دقیق‌تر عرصه‌ای با نشاط را برای معرفی جاذبه‌های طبیعی، فرهنگی و همچنین تاریخی به مردم شهرهای دیگر فراهم کرد.

وی خاطرنشان کرد: انعکاس رویدادها و همچنین گزارش فعالیت‌های صورت گرفته در ایام سال جدید و ارائه آن به گردشگران نیز در اثربخشی هرچه بهتر مراسم و ویژه‌ برنامه‌های نوروزی می‌تواند مهم و مورد توجه قرار گیرد.

بر پایه این گزارش با توجه به اینکه متولیان شهری تاکستان بی صبرانه در انتظار بهار نو و تعطیلات نوروز هستند بنابر این یکی از مهمترین ملزومات و اولویت‌ها رسیدگی به سیمای ظاهری تاکستان و ایجاد یک فضای بهتر برای پذیرایی از مسافران نوروزی از تاکستان است که به قصد تفریح و گردشگری به این شهر با تمدن و پیشینه 7 هزار ساله تاریخی سفر می‌کنند.

شهردار تاکستان نیز در این خصوص با اشاره به آمادگی شهرداری بویین زهرا برای پذیرایی از نوروز اظهار داشت: کارکنان و متولیان شهری در تلاش هستند تا بتوانند با امکانات موجود بهترین میزان خدمات نوروزی را به شهروندان تاکستانی برسانند.

اصغر تقی‌پور بیان کرد: ایجاد و به کارگیری ایده‌های خلاق و کارآمد در خصوص نحوه چینش برنامه‌های نوروزی نیز مورد توجه شهرداری تاکستان قرار گرفته است.

وی به استقبال کم نظیر مسافران از برنامه‌های نوروزی سال گذشته شهرداری بویین زهرا اشاره و ابراز داشت: برنامه‌های نوروزی شهرداری در دو بخش ارائه خدمات به شهروندان و مسافران تمرکز یافته است.

این مسئول با اشاره به آماده‌باش واحدهای شهرداری تا پایان فروردین تصریح کرد: نخستین اقدام و مأموریت ستاد نوروزی شهرداری نیز تاکنون به انجام رسیده است.

این انتظار می‌رود تا بهار 93 مسافران و گردشگران نوروزی سفری پرخاطره را در گذر از شهر خوشه‌های زرین تاک تجربه کرده و شهروندان تاکستانی که میهمان نوازی آنها زبانزد و شهره مردم استان است تجربه این سفر را به مزاج گردشگران دو چندان جلوه دهند.

----------------------------------

گزارش از رسول لامعی رامندی

----------------------------------

انتهای پیام/77005/ذ40

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921228000800#sthash.ZLLlcke7.dpuf


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/01 ساعت 1:32 موضوع اخبار فرهنگي تاكستان | لینک ثابت